دلتا حجم تجمعی (CVD) اختلاف حجم خرید و فروش تهاجمی را روی هم جمع می‌کند، یعنی سفارش‌هایی که با قیمت بازار اجرا شده‌اند. این شاخص تقاضای خالص را اندازه نمی‌گیرد، چون هر معامله یک خریدار و یک فروشنده دارد. واگرایی آن با قیمت اغلب به جای پایان روند، نشانهٔ جذب سفارش است.

دلتا حجم تجمعی یکی از آن شاخص‌هایی است که وقتی اولین بار روی چارت می‌آید، بسیار قاطع به نظر می‌رسد: خطی که گویا می‌گوید پول دارد وارد می‌شود یا خارج. همین قاطعیت ظاهری باعث شده در کانال‌های فارسی به یک جملهٔ ساده تبدیل شود: «CVD صعودی است، پس خریدار قوی‌تر است». این جمله در بیشتر مواقع یا ناقص است یا برعکس واقعیت.

مشکل از جایی شروع می‌شود که این شاخص نام درستی ندارد. CVD حجم خرید منهای حجم فروش نیست، چون چنین چیزی همیشه صفر است. چیزی که می‌شمارد ظریف‌تر و در عمل مفیدتر است: بی‌صبری. در این مقاله می‌بینید این شاخص دقیقاً چه چیزی را می‌شمارد، چرا واگرایی آن اغلب برعکس خوانده می‌شود، چرا نسخهٔ اسپات و نسخهٔ فیوچرز دو حرف متفاوت می‌زنند و چرا عدد آن بین دو پلتفرم یکی نیست.

نکات کلیدی

  • CVD خرید و فروش تهاجمی را می‌شمارد، یعنی سفارش‌هایی که با قیمت بازار اجرا می‌شوند، نه تقاضای خالص بازار.
  • بالا رفتن CVD همراه با پایین آمدن قیمت معمولاً یعنی خریدها جذب شده‌اند؛ این نشانهٔ قدرت فروشنده است، نه ضعف او.
  • در فیوچرز دائمی، خرید تهاجمی می‌تواند بستن شورت باشد؛ بدون اوپن اینترست این دو را نمی‌توان از هم جدا کرد.
  • عدد مطلق CVD بین دو ابزار قابل مقایسه نیست، چون هر ابزار داده و قاعدهٔ تخمین متفاوتی دارد.
  • CVD یک شاخص زمینه‌ای است و به تنهایی نقطهٔ ورود یا خروج نمی‌سازد.

دلتا حجم تجمعی (CVD) چیست و چه چیزی را می‌شمارد؟

هر معامله در بازار دو طرف دارد، ولی این دو طرف نقش یکسانی ندارند. یک طرف سفارش لیمیت خود را از قبل در دفتر سفارش گذاشته و منتظر مانده است، و طرف دیگر با قیمت بازار آمده و به آن سفارش زده است. طرف دوم شروع‌کننده است و در اصطلاح تهاجمی خوانده می‌شود.

خرید تهاجمی سفارشی است که روی قیمت فروشنده (اسک) پر می‌شود، و فروش تهاجمی سفارشی است که روی قیمت خریدار (بید) پر می‌شود. دلتا در هر بازه برابر است با حجم خرید تهاجمی منهای حجم فروش تهاجمی. دلتا حجم تجمعی همان دلتاها را پشت سر هم جمع می‌زند تا یک خط پیوسته بسازد.

یک مثال فرضی برای روشن شدن سازوکار: در یک کندل پنج‌دقیقه‌ای فرض کنید ۱۲۰ واحد روی قیمت فروشنده معامله شده و ۱۰۰ واحد روی قیمت خریدار. دلتا این کندل مثبت ۲۰ است. اگر کندل بعدی دلتای منفی ۳۵ بسازد، خط CVD از مثبت ۲۰ به منفی ۱۵ می‌رسد. آن خط یک موجودی نیست، یک جمع متحرک است؛ پس سطح آن کمتر از شکل آن اهمیت دارد.

این سه مفهوم مرتب با هم اشتباه گرفته می‌شوند:

شاخص چه چیزی را می‌شمارد چه چیزی را نمی‌گوید
حجم کل ارزش معامله‌شده در یک بازه اینکه کدام سمت شروع‌کننده بوده
دلتا اختلاف خرید و فروش تهاجمی در همان بازه روند این اختلاف در طول زمان
دلتا حجم تجمعی (CVD) جمع همان اختلاف‌ها از یک نقطه شروع اندازه پولی که هر سمت در بازار دارد

اگر هر خریدی یک فروشنده دارد، پس دلتا چرا صفر نیست؟

این پرسش را تقریباً هر کسی که برای اول بار این شاخص را می‌بیند می‌پرسد، و پاسخ آن کل منطق جریان سفارش را روشن می‌کند. درست است که حجم کل همیشه متوازن است: هر واحد که خریده می‌شود همان لحظه فروخته می‌شود. ولی دلتا دو طرف را نمی‌شمارد، فقط نقش‌ها را نسبت می‌دهد.

وقتی شما سفارش بازار خرید می‌زنید، شما شروع‌کننده‌اید و کسی که سفارش فروش لیمیت گذاشته بود پذیرنده است. آن معامله در دلتا به عنوان خرید ثبت می‌شود، با اینکه در طرف دیگرش یک فروش هم انجام شده. پس نامتوازن شدن دلتا یعنی در آن بازه، یک سمت بیشتر از سمت دیگر حاضر بوده با قیمت بازار و با پرداخت اسپرد (فاصلهٔ قیمت خرید و فروش) وارد شود.

به همین دلیل CVD را باید «شاخص بی‌صبری» خواند، نه «شاخص تقاضا». بی‌صبری اطلاعات دارد: کسی که با قیمت بازار می‌زند معمولاً عجله یا اجبار دارد. ولی بی‌صبری با قدرت یکی نیست، و تفاوت همین دو کلمه است که بخش بعدی را می‌سازد.

واگرایی CVD چیست و چرا اغلب برعکس خوانده می‌شود؟

واگرایی یعنی قیمت و CVD دو جهت متفاوت را نشان بدهند. خوانش رایج این است: «قیمت پایین می‌آید ولی CVD بالا می‌رود، پس خریدارها دارند جمع می‌کنند و برگشت نزدیک است». این خوانش سازوکار را نادیده می‌گیرد.

فرض کنید قیمت از ۱۰۰٬۰۰۰ به ۹۹٬۴۰۰ می‌آید و در همین فاصله CVD به اندازه قابل توجهی بالا می‌رود. معنای تحت‌اللفظی این دو عدد با هم این است: خریدارها تهاجمی‌تر بودند و با قیمت بازار زدند، و با وجود آن همه خرید، قیمت پایین آمد. سؤال درست این است که آن خریدها را چه کسی پر کرد.

پاسخ، جذب سفارش است. یک فروشنده با سفارش لیمیت بزرگ روی قیمت فروش نشسته و هر خرید تهاجمی را در همان سطح پر کرده است، بدون اینکه بگذارد قیمت بالا برود. در این تصویر خریدار بی‌صبر است و فروشنده مسلط؛ پس همان نشانه‌ای که به عنوان «قدرت خریدار» خوانده می‌شود، در عمل می‌تواند نشانهٔ یک فروشنده بزرگ باشد که دارد در دل تقاضا توزیع می‌کند.

جهت برعکس هم همین‌طور است. CVD نزولی همراه با قیمت باثبات یعنی فروش تهاجمی مداوم وجود داشته و قیمت را پایین نبرده، یعنی یک خریدار لیمیت دارد آن را جذب می‌کند. هر دو حالت یک نکته مشترک دارند: واگرایی به شما می‌گوید فشار یک سمت بی‌نتیجه مانده است، ولی نمی‌گوید این بی‌نتیجه ماندن تا کی دوام می‌آورد. یک جذب‌کننده بزرگ وقتی سفارشش تمام شود، کنار می‌رود و قیمت می‌تواند با سرعت در همان جهت قبلی حرکت کند.

نتیجهٔ عملی: واگرایی CVD یک پرسش است، نه یک سیگنال. پرسش این است که طرف مقابل کیست و تا کجا ظرفیت دارد، و این را از خود خط CVD نمی‌شود فهمید.

CVD اسپات و CVD فیوچرز دائمی چه فرقی دارند؟

این دو شاخص اسم مشترک دارند و دو چیز متفاوت را می‌سنجند. تفکیک آن‌ها یکی از کم‌هزینه‌ترین بهبودهایی است که می‌توانید در خواندن این داده اعمال کنید.

CVD اسپات CVD فیوچرز دائمی
چه چیزی معامله می‌شود خود دارایی، نقدی قرارداد با لوریج
نسبت به پول واقعی نزدیک به آن می‌تواند چند برابر آن باشد
معنای خرید تهاجمی تقاضای نگه‌داشتن دارایی لانگ تازه، یا بستن شورت
سرعت برگشت کندتر سریع‌تر، به‌ویژه زیر فشار لیکوئید شدن
کاربرد اصلی سنجش تقاضای واقعی سنجش فشار و مومنتوم لحظه‌ای

مهم‌ترین سطر، سطر سوم است. در اسپات، خرید یعنی خرید. در فیوچرز دائمی (پرپچوال)، خرید تهاجمی می‌تواند لانگ تازه باشد یا بستن یک شورت، و این دو معنای متفاوتی برای ادامه حرکت دارند. موجی که از بستن اجباری شورت‌ها ساخته می‌شود وقتی آن شورت‌ها تمام شوند خریدار تازه‌ای ندارد؛ موجی که از لانگ تازه ساخته می‌شود پوزیشن باز بیشتری روی بازار می‌گذارد که خودش بعداً می‌تواند سوخت حرکت برعکس شود.

برای تفکیک این دو، یک داده دیگر لازم است.

CVD را کنار کدام داده‌ها بخوانیم؟

CVD به تنهایی تقریباً همیشه قابل دو تفسیر متناقض است. کنار دو داده دیگر، دامنهٔ تفسیرها واقعاً باریک می‌شود: قیمت، و اوپن اینترست که افزایش آن معنای مشخصی دارد.

منطق آن ساده است. CVD می‌گوید کدام سمت تهاجمی بوده. قیمت می‌گوید نتیجهٔ آن تهاجم چه شده. اوپن اینترست می‌گوید پوزیشن تازه‌ای باز شده یا پوزیشن قبلی بسته شده است.

قیمت CVD اوپن اینترست خوانش محتمل
پایین بالا بالا خرید تهاجمی جذب می‌شود و پوزیشن تازه هم باز می‌شود؛ فروشنده لیمیت مسلط است
پایین بالا پایین بخشی از آن خرید تهاجمی بستن شورت است، نه تقاضای تازه
بالا پایین بالا فروش تهاجمی جذب می‌شود و شورت تازه روی بازار اضافه می‌شود
بالا پایین پایین بخشی از آن فروش تهاجمی بستن لانگ است؛ فشار فروش کمتر از ظاهرش است

دو داده دیگر هم کمک می‌کنند. اول، نسبت لانگ به شورت که خودش گمراه‌کننده است و باید با همین احتیاط خوانده شود. دوم، هیت مپ لیکوئیدیشن، هرچند سطوحش تضمینی نیست، که نشان می‌دهد اگر قیمت کمی جلوتر برود کدام پوزیشن‌ها زیر فشار بستن اجباری می‌افتند.

چرا دو ابزار برای یک کندل دو عدد CVD می‌دهند؟

بسیاری از معامله‌گران این موضوع را به اشتباه نشانهٔ خرابی ابزار می‌دانند، در حالی که ذاتی این شاخص است.

جداسازی خرید تهاجمی از فروش تهاجمی به داده معامله‌به‌معامله نیاز دارد: برای هر معامله باید بدانید روی قیمت خریدار اجرا شده یا روی قیمت فروشنده. ابزاری که این داده را دارد می‌تواند دلتا را تقریباً دقیق حساب کند. ابزاری که فقط داده کندل دارد، یعنی باز و بسته و سقف و کف و حجم کل، این اطلاع را ندارد و مجبور است حجم را با یک قاعده تخمینی میان دو سمت تقسیم کند، مثلاً بر اساس جهت حرکت قیمت داخل آن بازه.

سه نتیجه عملی از این واقعیت درمی‌آید:

  1. عدد مطلق CVD بین دو پلتفرم قابل مقایسه نیست. فقط شکل و جهت خط در یک ابزار ثابت معنا دارد.
  2. نقطهٔ شروع محاسبه، سطح خط را جابه‌جا می‌کند. «CVD منفی است» بدون گفتن اینکه از چه زمانی جمع زده شده، جمله‌ای بی‌معناست.
  3. CVD یک بازار یا یک صرافی فقط همان بازار را توصیف می‌کند. اگر نقدینگی یک دارایی میان چند بازار پخش است، CVD یک بازار نمونهٔ کوچکی از کل جریان است.

به همین دلیل بهتر است CVD را روی بازاری بخوانید که بیشترین نقدینگی آن دارایی در آن است، و تایم فریم و نقطهٔ شروع را ثابت نگه دارید تا بتوانید روزها را با هم مقایسه کنید.

در عمل با CVD چه کار کنیم و چه کار نکنیم؟

کاربرد واقعی این شاخص تأیید یا تضعیف یک فرضیه است که از جای دیگری آمده، نه ساختن فرضیه.

چند استفاده که منطق روشنی دارند:

  1. سنجش کیفیت یک شکست سطح: اگر قیمت از یک سطح بالا رفته و CVD هم‌زمان بالا رفته، شکست با خرید تهاجمی همراه بوده؛ اگر قیمت بالا رفته و CVD تقریباً ثابت مانده، حرکت از کم‌عمقی دفتر سفارش آمده و شکننده‌تر است.
  2. دیدن جذب در یک محدوده: فشار تهاجمی مداوم بدون حرکت قیمت یعنی طرف مقابل ظرفیت دارد، و این در انتخاب فاصلهٔ استاپ لاس به کار می‌آید.
  3. تفکیک منبع یک موج: CVD فیوچرز صعودی با اوپن اینترست نزولی بیشتر بستن شورت است تا تقاضای تازه، و این بر انتظار شما از ادامه حرکت اثر می‌گذارد.

و چند کاری که این شاخص برای آن ساخته نشده است: تعیین نقطهٔ ورود، تعیین هدف قیمتی و پیش‌بینی زمان برگشت. هیچ‌کدام از این سه را نمی‌توان از یک جمع متحرک حجم به دست آورد.

اگر در بازاری معامله می‌کنید که اسپات و فیوچرز دائمی آن هر دو در دسترس است، عملاً دو خط CVD دارید و مقایسه آن دو بیشتر از خواندن یکی به تنهایی اطلاع می‌دهد. کپی‌بیت یک بیلدر هایپرلیکوئید با فید کپی‌تریدینگ است و بازارهای کریپتو، سهام آمریکا و کالاها را، اسپات در کنار فیوچرز دائمی، ارائه می‌کند. کارمزد کپی‌بیت ۷ صدم درصد در هر معامله است، علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید، و این کارمزد روی هر معامله اعمال می‌شود، چه خودتان آن را باز کرده باشید چه از راه کپی.

نکته آخر، و مهم‌ترین نکته این مقاله: بیشتر خطاهای تفسیر CVD از این می‌آید که اسمش ما را به خواندن آن به عنوان «پول ورودی» هدایت می‌کند. اگر هر بار که این خط را دیدید از خودتان بپرسید «طرف مقابل این تهاجم کی بود و چرا کوتاه نیامد»، از بیشتر کسانی که این شاخص را روی چارت دارند دقیق‌تر خواهید خواند.

این مقاله آموزشی است و توصیهٔ خرید، فروش یا ورود به هیچ پوزیشنی نیست. همهٔ اعداد این مقاله فرضی و برای توضیح سازوکارند و دادهٔ بازار نیستند. معاملهٔ فیوچرز با لوریج ریسک از دست دادن کل سرمایه را دارد.

پرسش‌های متداول

CVD شاخصی است که اختلاف حجم خرید تهاجمی و فروش تهاجمی را در هر بازه حساب می‌کند و این اختلاف‌ها را روی هم جمع می‌زند. خرید تهاجمی سفارشی است که با قیمت بازار و روی قیمت فروشنده اجرا می‌شود، و فروش تهاجمی سفارشی است که روی قیمت خریدار می‌نشیند. پس CVD می‌گوید کدام سمت بازار بی‌صبرتر بوده است، نه اینکه پول بیشتری به کدام سمت رفته است.