هزینهٔ نگه‌داشتن پوزیشن فیوچرز فقط کارمزد باز و بسته کردن نیست. هر چند ساعت یک‌بار فاندینگ ریت روی کل حجم پوزیشن تسویه می‌شود، نه روی مارجین. با نرخ پایهٔ ۰٫۰۱ درصد در هر هشت ساعت، این هزینه سالانه حدود ۱۱ درصد حجم پوزیشن است؛ با لوریج ۱۰ برابر، نسبت به سرمایهٔ شما ده برابر می‌شود.

نکات کلیدی

  • فاندینگ روی حجم پوزیشن حساب می‌شود، نه روی مارجینی که گذاشته‌اید — پس لوریج، هزینه را نسبت به سرمایهٔ شما چند برابر می‌کند.
  • نرخ پایهٔ رایج ۰٫۰۱ درصد در هر هشت ساعت است؛ یعنی ۰٫۰۳ درصد در روز و حدود ۱۱ درصد در سال، روی حجم پوزیشن.
  • فاندینگ به جیب صرافی نمی‌رود؛ بین لانگ‌ها و شورت‌ها رد و بدل می‌شود و علامتش می‌تواند عوض شود.
  • در بازار داغ، نرخ می‌تواند چند برابر نرخ پایه شود و در یک ماه بخش بزرگی از مارجین یک پوزیشن اهرم‌دار را ببلعد.
  • فاندینگ از مارجین کم می‌شود، پس نگه‌داشتن طولانی پوزیشن، فاصله‌تان تا لیکوئید شدن را هم کم می‌کند.

هزینه نگه‌داشتن پوزیشن فیوچرز از چه اجزایی تشکیل شده؟

معامله‌گر تازه‌کار معمولاً یک قلم هزینه می‌بیند: کارمزد. پوزیشن را باز می‌کند، بعداً می‌بندد، و انتظار دارد سود و زیانش تقریباً همان اختلاف قیمت ورود و خروج باشد. برای معامله‌ای که چند ساعت باز است، این تصویر تقریباً درست است. برای پوزیشنی که چند هفته باز می‌ماند، غلط است.

هزینهٔ واقعی سه جزء دارد:

  1. کارمزد معامله — یک بار موقع باز کردن و یک بار موقع بستن، روی حجم پوزیشن.
  2. فاندینگ — پرداخت دوره‌ای که تا وقتی پوزیشن باز است تکرار می‌شود.
  3. اسلیپیج — اختلاف قیمتی که انتظار داشتید با قیمتی که واقعاً پر شد، مخصوصاً در بازار کم‌عمق یا حجم بزرگ.

جزء اول و سوم یک‌باره‌اند و با طولانی‌تر شدن معامله بزرگ‌تر نمی‌شوند. جزء دوم با زمان جمع می‌شود، و دقیقاً همین است که در حساب‌وکتاب اکثر تازه‌کارها غایب است.

فاندینگ ریت چیست و پول به جیب چه کسی می‌رود؟

قرارداد پرپچوال (Perpetual) تاریخ سررسید ندارد. همین باعث می‌شود مکانیسمی لازم باشد تا قیمت قرارداد از قیمت بازار نقدی فاصلهٔ زیادی نگیرد؛ آن مکانیسم فاندینگ ریت است.

منطقش ساده است. اگر قیمت پرپچوال بالاتر از قیمت اسپات برود، یعنی تقاضای لانگ بیشتر از تقاضای شورت است. در این حالت نرخ فاندینگ مثبت می‌شود و لانگ‌ها به شورت‌ها پرداخت می‌کنند. این پرداخت، نگه‌داشتن لانگ را گران و گرفتن شورت را جذاب می‌کند تا فشار دو طرف دوباره متعادل شود. اگر قیمت پرپچوال پایین‌تر از اسپات باشد، نرخ منفی می‌شود و جهت پرداخت برعکس.

اینجا رایج‌ترین سوءتفاهم را کنار بگذاریم: فاندینگ کارمزد پلتفرم نیست. پولی است که مستقیم از حساب یک گروه از معامله‌گرها به حساب گروه مقابل می‌رود. پلتفرم فقط تسویه‌اش می‌کند. کارمزد معامله چیز جداگانه‌ای است.

نرخ خودش هم از دو تکه ساخته می‌شود: یک جزء نرخ بهره که ثابت است و یک جزء پریمیوم که از اختلاف قیمت قرارداد و قیمت اوراکل می‌آید. در حالت آرام بازار، عملاً همان جزء ثابت باقی می‌ماند؛ در حالت هیجانی، پریمیوم است که نرخ را بالا می‌برد.

فاندینگ هر چند ساعت کسر می‌شود؟

این عدد بین پلتفرم‌ها فرق می‌کند و روی حس شما از هزینه اثر می‌گذارد، حتی وقتی هزینهٔ سالانه یکی است.

پلتفرم فاصلهٔ تسویه جزء نرخ بهره سقف نرخ
بایننس (پرپچوال USDⓈ-M) هر ۸ ساعت — ۰۰:۰۰، ۰۸:۰۰ و ۱۶:۰۰ به وقت UTC؛ بعضی قراردادها هر ۴ ساعت ۰٫۰۱٪ در هر دوره (≈ ۰٫۰۳٪ در روز) ±۰٫۳٪ در هر دوره
هایپرلیکوئید هر ۱ ساعت ۰٫۰۰۱۲۵٪ در هر ساعت (معادل همان ۰٫۰۱٪ در ۸ ساعت) ۴٪ در هر ساعت

ارقام جدول از مستندات و راهنماهای عمومی این دو پلتفرم، بررسی‌شده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۲۲ اوت ۲۰۲۶). نرخ‌ها و بازه‌ها را پلتفرم‌ها تغییر می‌دهند؛ قبل از اتکا، صفحهٔ خود پلتفرم را ببینید.

دو نکته در این جدول مهم است. اول اینکه تسویهٔ ساعتی، همان هزینهٔ هشت‌ساعته را به هشت تکهٔ کوچک‌تر تقسیم می‌کند؛ مجموعش تفاوت زیادی ندارد، ولی این را هم دارد که کسی نمی‌تواند با بستن پوزیشن در دقیقهٔ آخرِ یک دورهٔ هشت‌ساعته کل آن دوره را رد کند. دوم اینکه جزء ثابت ۰٫۰۰۱۲۵ درصد در ساعت، به‌صورت ساده ۱۰٫۹۵ درصد در سال و اگر مرکب حساب شود حدود ۱۱٫۶ درصد در سال است. این عدد کف است، نه سقف.

فاندینگ روی مارجین حساب می‌شود یا روی کل پوزیشن؟

این مهم‌ترین جملهٔ کل مقاله است: فاندینگ روی حجم پوزیشن حساب می‌شود، نه روی مارجین شما.

فرض کنید هزار دلار مارجین گذاشته‌اید و با لوریج ۱۰ برابر پوزیشنی به حجم ده هزار دلار باز کرده‌اید. نرخ فاندینگ روی همان ده هزار دلار اعمال می‌شود. با نرخ پایهٔ ۰٫۰۱ درصد در هر هشت ساعت، هر تسویه یک دلار است — عددی که به نظر ناچیز می‌آید. ولی آن یک دلار از مارجین هزار دلاری شما کم می‌شود، نه از ده هزار دلار.

به زبان دیگر: هزینه‌ای که روی کاغذ سالانه حدود ۱۱ درصدِ حجم پوزیشن است، نسبت به سرمایه‌ای که واقعاً درگیر کرده‌اید می‌شود حدود ۱۱۰ درصد در سال. لوریج فقط سود و زیان قیمتی را بزرگ نمی‌کند؛ هزینهٔ نگه‌داشتن را هم به همان نسبت بزرگ می‌کند، و برخلاف حرکت قیمت، این یکی قطعی است.

و چون فاندینگ از مارجین کم می‌شود، هر تسویه فاصلهٔ شما تا قیمت لیکوئید شدن را کمی کوتاه می‌کند. پوزیشنی که در روز اول با احتساب استاپ لاس امن به نظر می‌رسید، بعد از سه هفته با مارجین آب‌رفته دیگر همان پوزیشن نیست. اگر با محاسبهٔ سایز پوزیشن و فاصلهٔ استاپ کار می‌کنید، فاندینگ متغیری است که آن محاسبه را با گذشت زمان به‌هم می‌زند.

اگر پوزیشن را یک ماه باز نگه دارم چقدر می‌پردازم؟

جدول زیر یک مثال فرضی است، نه پیش‌بینی: مارجین هزار دلار، لوریج ۱۰ برابر، حجم پوزیشن ده هزار دلار، نرخ در تمام دوره ثابت فرض شده.

نرخ فاندینگ (هر ۸ ساعت) در روز در ۳۰ روز، روی حجم پوزیشن در ۳۰ روز، نسبت به مارجین ۱۰۰۰ دلاری
۰٫۰۱٪ (نرخ پایه) ۳ دلار ۹۰ دلار (۰٫۹٪) ۹٪
۰٫۰۵٪ ۱۵ دلار ۴۵۰ دلار (۴٫۵٪) ۴۵٪
۰٫۱٪ ۳۰ دلار ۹۰۰ دلار (۹٪) ۹۰٪

ردیف آخر را دوباره بخوانید. در بازاری که نرخ فاندینگ یک ماه روی ۰٫۱ درصد بماند، صرفِ باز نگه‌داشتن این پوزیشن نود درصد مارجین را می‌برد — حتی اگر قیمت دقیقاً همان‌جایی باشد که وارد شدید. نرخ‌های بالا معمولاً یک ماه کامل دوام نمی‌آورند و در دوره‌های آرام به نرخ پایه برمی‌گردند، ولی همین که چنین چیزی ممکن است، تفاوت بین یک محاسبهٔ درست و یک شگفتی بد است.

به این جدول باید کارمزد معامله را هم اضافه کرد. کپی‌بیت به‌عنوان یک بیلدر هایپرلیکوئید، ۷ صدم درصد در هر معامله دریافت می‌کند که علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید است. روی حجم ده هزار دلاری، سهم کپی‌بیت در یک رفت‌وبرگشت کامل ۱۴ دلار می‌شود؛ نسبت به مارجین هزار دلاری یعنی ۱٫۴ درصد، یک‌بار و بدون تکرار. مقایسه‌اش با ردیف‌های جدول بالا گویاست: در معاملهٔ کوتاه، کارمزد جزء اصلی هزینه است؛ در پوزیشن بلندمدت، فاندینگ.

فاندینگ منفی یعنی دارم پول می‌گیرم؟

بله، ولی نه به اندازه‌ای که فکر می‌کنید و نه به‌عنوان دلیل باز کردن پوزیشن.

وقتی نرخ منفی است، دارندهٔ لانگ به‌جای پرداخت، دریافت می‌کند. این واقعی است و در جهت شما عمل می‌کند. اما دو چیز را کنار هم بگذارید: فاندینگ در هر دوره کسری از یک درصد است، در حالی که قیمت می‌تواند در همان چند ساعت چند درصد جابه‌جا شود. پوزیشنی که فقط به خاطر فاندینگ منفی باز شده باشد، دارد ریسکی چند برابر بزرگ‌تر از پاداشش را می‌پذیرد.

نکتهٔ دوم اینکه نرخ ثابت نمی‌ماند. فاندینگ منفی خودش سازوکاری است برای اینکه بازار به تعادل برگردد؛ یعنی طبیعتش این است که دوام نیاورد. برنامه‌ریزی برای هفته‌ها دریافت فاندینگ، شرط‌بندی روی چیزی است که مکانیسم برای از بین بردنش طراحی شده.

استراتژی‌هایی وجود دارند که هدفشان جمع کردن فاندینگ است و معمولاً پوزیشن پرپچوال را با پوزیشن مخالف در بازار دیگری خنثی می‌کنند. اینها ساده نیستند، ریسک اجرا و ریسک نقدشوندگی دارند و از حوصلهٔ این مقاله بیرون‌اند. چیزی که اینجا مهم است این است: فاندینگ منفی، هزینهٔ منفی است، نه سود.

چطور هزینه نگه‌داشتن پوزیشن را کم کنیم؟

اینها توصیهٔ معاملاتی نیستند؛ کارهایی‌اند که حساب‌وکتاب را واقعی نگه می‌دارند:

  • قبل از باز کردن، نرخ فعلی و بازهٔ تسویه را ببینید. هر پلتفرمی نرخ جاری و تاریخچه‌اش را نشان می‌دهد. سی ثانیه وقت می‌برد و جلوی بیشترین شگفتی‌ها را می‌گیرد.
  • هزینه را به مدت نگه‌داشتن گره بزنید. پوزیشن چند ساعته و پوزیشن سه‌هفته‌ای دو موجود متفاوت‌اند. قبل از ورود از خودتان بپرسید قرار است چند روز باز بماند و همان عدد را در نرخ ضرب کنید.
  • فاندینگ را وارد نسبت ریسک به ریوارد کنید. اگر هدف قیمتی‌تان ۳ درصد است و انتظار دارید پوزیشن یک ماه باز بماند، فاندینگ می‌تواند بخش قابل‌توجهی از آن ۳ درصد را بردارد.
  • لوریج را با آگاهی از این اثر انتخاب کنید. لوریج پایین‌تر یعنی حجم پوزیشن کمتر نسبت به مارجین، یعنی هزینهٔ نگه‌داشتن کمتر نسبت به سرمایه‌تان.
  • اگر کپی می‌کنید، بدانید فاندینگ پوزیشن‌های کپی‌شده هم به شما تعلق می‌گیرد. لید تریدری که پوزیشن‌هایش را هفته‌ها باز نگه می‌دارد، پروفایل هزینهٔ متفاوتی از یک تریدر روزانه دارد. این همان چیزی است که هنگام خواندن رکورد یک لید تریدر در ستون بازدهی خالص دیده نمی‌شود مگر اینکه دنبالش بگردید.

و یک نکتهٔ آخر که ارزش تکرار دارد: اگر هدفتان نگه‌داشتن یک دارایی برای ماه‌ها است، پرپچوال ابزار طبیعی این کار نیست. پرپچوال برای گرفتن پوزیشن اهرم‌دار در بازهٔ کوتاه و میان‌مدت ساخته شده و ساختار هزینه‌اش هم همین را می‌گوید. اسپات هزینهٔ نگه‌داشتن دوره‌ای ندارد. انتخاب بین این دو، پیش از آنکه به تحلیل قیمت مربوط باشد، به مدت نگه‌داشتن مربوط است — همان چیزی که در تحلیل بنیادی یک دارایی هم اول باید روشن شود: افق شما چقدر است؟

این مقاله آموزشی است و توصیهٔ معاملاتی یا سرمایه‌گذاری نیست. معامله با لوریج ریسک از دست دادن کل سرمایه را دارد. ارقام مثال‌ها فرضی و برای نشان دادن نحوهٔ محاسبه‌اند؛ نرخ‌ها و کارمزدهای واقعی را پیش از هر معامله از خود پلتفرم بررسی کنید.

پرسش‌های متداول

نه. فاندینگ بین خود معامله‌گرها رد و بدل می‌شود: وقتی نرخ مثبت است لانگ‌ها به شورت‌ها می‌پردازند و وقتی منفی است برعکس. پلتفرم این پرداخت را فقط تسویه می‌کند و سهمی از آن برنمی‌دارد. کارمزد معامله چیز جداگانه‌ای است که هنگام باز و بسته کردن پوزیشن حساب می‌شود و ربطی به فاندینگ ندارد.