مارتینگل در کپی تریدینگ یعنی لید تریدر به‌جای بستن پوزیشن زیان‌ده، حجم را دوبرابر می‌کند تا با یک برگشت کوچک به نقطهٔ سربه‌سر برسد. نتیجه ماه‌ها سود کوچک و منظم و سپس یک ضرر است که کل حساب را از بین می‌برد. نشانهٔ آن وین ریت بسیار بالا، نبود استاپ لاس و حجم‌های پله‌ای است.

بیشتر کسانی که در کپی تریدینگ سرمایهٔ خود را از دست می‌دهند، لید تریدر بدی انتخاب نکرده‌اند؛ لید تریدری انتخاب کرده‌اند که آمار او در لحظهٔ انتخاب عالی بوده است. یک لید تریدر مارتینگل دقیقاً همین شکل را دارد: چند ماه سود پیوسته، تقریباً هیچ معاملهٔ بازنده، و منحنی سرمایه‌ای که گویی با خط‌کش کشیده شده است. مشکل این است که این تصویر محصول سودآوری نیست؛ محصول روشی است که ضرر را ثبت نمی‌کند و آن را به تعویق می‌اندازد.

در ادامه سازوکار این روش، محاسبهٔ زیان روی یک حساب فرضی و پنج نشانه‌ای را می‌بینید که پیش از اتصال حساب قابل تشخیص است.

نکات کلیدی

  • مارتینگل یعنی بزرگ‌تر کردن حجم روی پوزیشن زیان‌ده تا میانگین ورود به قیمت فعلی نزدیک شود و یک برگشت کوچک همه را سربه‌سر کند.
  • این روش وین ریت را به‌صورت مصنوعی بالا می‌برد، چون معاملهٔ زیان‌ده هیچ‌وقت با ضرر بسته نمی‌شود و در آمار دیده نمی‌شود.
  • در مثال محاسباتی این مقاله، افت ۲۰ درصدی قیمت روی یک حساب هزار دلاری مارتینگل ۹۱ درصد حساب را از بین می‌برد، در حالی که همان حرکت روی یک پوزیشن سادهٔ ۲۰۰ دلاری ۴ درصد هزینه دارد.
  • تفاوت مارتینگل با پله‌ای کردن منطقی در یک چیز است: اینکه حداکثر حجم و نقطهٔ خروج پیش از باز کردن معامله نوشته شده باشد یا نه.
  • نشانه‌ها در تاریخچهٔ معاملات دیده می‌شوند، نه در عدد بازدهی: حجم فزاینده روی یک دارایی، معاملات زیان‌ده طولانی، و نبود هر معاملهٔ بسته‌شده با ضرر بزرگ.

مارتینگل در کپی تریدینگ دقیقاً یعنی چه؟

مارتینگل نامی است که از شرط‌بندی آمده است: هر بار که می‌بازید، مبلغ شرط بعدی را دوبرابر می‌کنید تا نخستین برد همهٔ باخت‌های قبلی را جبران کند. در معامله‌گری همین منطق به شکل افزودن حجم به یک پوزیشن زیان‌ده اجرا می‌شود.

فرض کنید لید تریدری روی یک دارایی پوزیشن لانگ باز می‌کند و قیمت ۲ درصد پایین می‌آید. به‌جای بستن پوزیشن، دوبرابر حجم اولیه را در قیمت پایین‌تر اضافه می‌کند. اکنون میانگین ورود او پایین آمده است و قیمت برای سربه‌سر شدن لازم نیست تا نقطهٔ اول بالا برود؛ کافی است کمی برگردد. اگر باز هم پایین بیاید، دوباره دوبرابر می‌کند.

هر پله از نظر او منطقی به نظر می‌رسد، چون واقعاً میانگین را بهتر می‌کند. آنچه بهتر نمی‌شود اندازهٔ ریسک است: حجم کل پوزیشن با هر پله بزرگ‌تر می‌شود و سرمایهٔ حساب ثابت می‌ماند.

در کپی تریدینگ یک لایهٔ اضافه هم وجود دارد: شما پله‌ها را انتخاب نمی‌کنید، آن‌ها روی حساب شما تکرار می‌شوند و تنها تصمیم شما ادامه دادن یا قطع کردن کپی است. برای همین شناخت نشانه‌های توقف کپی ترید پیش از باز شدن پلهٔ چهارم ارزش دارد، نه بعد از آن.

چرا حساب یک لید تریدر مارتینگل ماه‌ها بی‌نقص به نظر می‌رسد؟

چون این روش ضرر را حذف نمی‌کند؛ آن را از فهرست معاملات بسته‌شده بیرون نگه می‌دارد. هر معامله‌ای که سرانجام به سود برسد در آمار «برد» ثبت می‌شود، هر قدر هم که طولانی و بزرگ شده باشد. معامله‌ای که هنوز به سود نرسیده، باز می‌ماند و اصلاً در آمار معاملات بسته‌شده نمی‌آید.

نتیجه سه عدد جذاب است که با هم ساخته می‌شوند:

  • وین ریت بسیار بالا. چیزی در محدودهٔ ۹۰ تا ۹۸ درصد غیرعادی نیست، چون تعریف «باخت» عملاً از سیستم حذف شده است.
  • منحنی سرمایهٔ صاف. افت‌های کوچک طبیعی هم دیده نمی‌شوند، چون هر افت پیش از بسته شدن جبران شده است.
  • دراودان کوچک. اگر آمار دراودان از معاملات بسته‌شده حساب شود، زیان شناور پوزیشن‌های باز اصلاً وارد محاسبه نمی‌شود.

این‌ها دقیقاً همان سه عددی هستند که بیشتر راهنماها برای انتخاب لید تریدر پیشنهاد می‌کنند، و به همین دلیل مارتینگل در فهرست‌های مرتب‌شده بر اساس بازدهی و وین ریت معمولاً در رده‌های بالا قرار می‌گیرد. نحوهٔ خواندن رکورد یک لید تریدر را جداگانه نوشته‌ایم؛ آن مقاله می‌گوید به چه اعدادی نگاه کنید و این مقاله می‌گوید چه چیزی آن اعداد را مخدوش می‌کند.

عددی که مخدوش کردن آن سخت‌تر است، نسبت سود میانگین به ضرر میانگین است: در حساب مارتینگل سود میانگین کوچک است و ضرر میانگین، هر وقت سرانجام ثبت شود، بسیار بزرگ. اگر پلتفرم این دو را جدا نشان می‌دهد، به همان‌جا نگاه کنید.

زیان واقعی چقدر است؟ محاسبه روی یک حساب هزار دلاری

اعداد زیر یک مثال محاسباتی‌اند، نه داده‌ای از بازار. فرض کنید حساب ۱٬۰۰۰ دلاری است، پوزیشن اول ۲۰۰ دلار (۲۰ درصد حساب)، و قاعدهٔ لید تریدر این است که با هر ۲ درصد حرکت قیمت علیه پوزیشن، دوبرابر حجم پلهٔ قبل را اضافه کند. قیمت ورود اولیه را ۱۰۰ در نظر می‌گیریم.

پله قیمت لحظهٔ افزودن حجم افزوده (دلار) مجموع حجم (دلار) میانگین ورود زیان شناور همان لحظه
۱ ۱۰۰٫۰ ۲۰۰ ۲۰۰ ۱۰۰٫۰۰ ۰ دلار
۲ ۹۸٫۰ ۴۰۰ ۶۰۰ ۹۸٫۶۶ ۴ دلار (۰٫۴٪)
۳ ۹۶٫۰ ۸۰۰ ۱٬۴۰۰ ۹۷٫۱۲ ۱۶ دلار (۱٫۶٪)
۴ ۹۴٫۱ ۱٬۶۰۰ ۳٬۰۰۰ ۹۵٫۴۹ ۴۴ دلار (۴٫۴٪)
۵ ۹۲٫۲ ۳٬۲۰۰ ۶٬۲۰۰ ۹۳٫۷۶ ۱۰۳ دلار (۱۰٫۳٪)

ستون آخر همان چیزی است که این روش را فریبنده می‌کند: قیمت نزدیک ۸ درصد علیه پوزیشن حرکت کرده و حساب فقط حدود ۱۰ درصد در زیان است. میانگین ورود از ۱۰۰ به ۹۳٫۷۶ رسیده و یک برگشت ۱٫۷ درصدی همه‌چیز را سربه‌سر می‌کند.

آنچه تغییر کرده حجم است: ۶٬۲۰۰ دلار پوزیشن روی حسابی که ۱٬۰۰۰ دلار دارد. از این نقطه به بعد، هر ۱ درصد حرکت قیمت ۶۲ دلار، یعنی بیش از ۶ درصد حساب، هزینه دارد.

قیمت افت از ورود اول زیان حساب مارتینگل زیان پوزیشن سادهٔ ۲۰۰ دلاری زیان با استاپ لاس ۲ درصدی
۹۰٫۴ ۹٫۶٪ ۲۲۲ دلار (۲۲٫۲٪) ۱۹ دلار (۱٫۹٪) ۴ دلار (۰٫۴٪)
۸۵٫۰ ۱۵٪ ۵۷۹ دلار (۵۷٫۹٪) ۳۰ دلار (۳٪) ۴ دلار (۰٫۴٪)
۸۰٫۰ ۲۰٪ ۹۱۰ دلار (۹۱٫۰٪) ۴۰ دلار (۴٪) ۴ دلار (۰٫۴٪)

یک حرکت ۲۰ درصدی، که در ارز دیجیتال نادر نیست، تفاوت میان از دست دادن ۴ درصد حساب و از دست دادن عملاً همهٔ آن است. در عمل حساب حتی به ردیف آخر نمی‌رسد: پیش از آن مارجین تمام می‌شود و پوزیشن بسته می‌شود، و اینکه این اتفاق در چه قیمتی می‌افتد به قیمت مارک بستگی دارد، نه به قیمتی که روی چارت می‌بینید.

در تمام این مسیر، لید تریدر یک بار هم ضرر ثبت نکرده است. تا لحظهٔ لیکوئید شدن، آمار او همان وین ریت بالا و دراودان کوچک را نشان می‌دهد.

لید تریدر مارتینگل را از روی چه نشانه‌هایی تشخیص دهیم؟

هیچ پلتفرمی برچسب «مارتینگل» به کسی نمی‌دهد. این پنج نشانه از تاریخچهٔ معاملات و آمار عمومی قابل استخراج‌اند.

  1. وین ریت بالای ۹۰ درصد با سود میانگین کوچک. به‌تنهایی چیزی را اثبات نمی‌کند، اما وقتی سود میانگین کسری از یک درصد است و ضرر میانگین چند درصد، یعنی ضررها بسته نمی‌شوند.
  2. چند پوزیشن هم‌جهت روی یک دارایی با حجم فزاینده. مستقیم‌ترین نشانه: چند ورود پشت سر هم که هر کدام کمی بدتر از قبلی و با حجم بزرگ‌تر باز شده‌اند.
  3. مدت نگه‌داشتن نامتقارن. معاملات سودده در چند ساعت بسته می‌شوند و زیان‌ده‌ها روزها یا هفته‌ها باز می‌مانند.
  4. منحنی سرمایهٔ صاف و بدون هیچ افت کوچکی. هر استراتژی واقعی افت‌های کوچک دارد. نبود کامل نوسان یعنی آنچه می‌بینید فقط حاصل معاملات بسته‌شده است.
  5. فاصلهٔ معنادار بین دراودان گزارش‌شده و بزرگ‌ترین زیان باز. اگر پلتفرم اکوییتی لحظه‌ای را نشان می‌دهد، آن را با عدد دراودان مقایسه کنید.
نشانه کجا را نگاه کنید چه چیزی را خطر بدانید
وین ریت و اندازهٔ معاملات آمار خلاصهٔ پروفایل وین ریت بالای ۹۰٪ با ضرر میانگین چند برابر سود میانگین
حجم پله‌ها تاریخچهٔ معاملات، همان دارایی هر ورود جدید بزرگ‌تر از قبلی، پس از حرکت خلاف جهت
مدت نگه‌داشتن زمان باز و بسته شدن هر معامله زیان‌ده‌ها چند برابر سودده‌ها طول بکشند
منحنی سرمایه نمودار بازدهی خط صاف بدون هیچ افت کوچکی
دراودان عدد دراودان در برابر زیان باز فعلی دراودان کوچک در کنار پوزیشن باز با زیان بزرگ

مارتینگل، گرید و پله‌ای کردن برنامه‌ریزی‌شده چه فرقی دارند؟

هر افزودن حجم به یک پوزیشن زیان‌ده مارتینگل نیست. تفاوت در این است که سقف از پیش تعیین شده باشد یا نه.

مارتینگل گرید پله‌ای برنامه‌ریزی‌شده
حجم هر پله دوبرابر پلهٔ قبل ثابت ثابت یا کاهشی، از پیش نوشته‌شده
حداکثر حجم نهایی از ابتدا معلوم نیست معلوم ولی بزرگ از ابتدا سقف دارد
استاپ لاس معمولاً ندارد اغلب ندارد دارد و پیش از ورود مشخص است
دلیل افزودن جبران ضرر قبلی گرفتن نوسان در یک محدوده همان تحلیل اولیه، با قیمت بهتر
بدترین حالت کل حساب کل حساب در یک روند قوی همان درصدی که از ابتدا پذیرفته شده

گرید خطرناک‌تر از آن است که اسم آرامش‌بخشش نشان می‌دهد، اما دست‌کم حجم نهایی‌اش قابل محاسبه است. پله‌ای کردن برنامه‌ریزی‌شده روش مشروعی است، به شرطی که این جمله پیش از باز کردن معامله نوشته شده باشد: «اگر قیمت تا فلان سطح برود، بیرون می‌آیم و فلان درصد حساب را از دست می‌دهم.»

یک تله هم اینجا هست: چند پوزیشن کوچک در ظاهر کم‌ریسک‌تر از یک پوزیشن بزرگ به نظر می‌رسند، ولی وقتی هم‌جهت و روی یک دارایی باشند اکسپوژرشان جمع می‌شود. همین منطق دربارهٔ کپی کردن چند لید تریدر هم‌زمان هم صدق می‌کند.

اگر لید تریدری که کپی می‌کنم مارتینگل بزند، حساب من چه می‌شود؟

پله‌ها به نسبت سرمایهٔ شما روی حساب شما هم باز می‌شوند و مارجین آزادتان را مصرف می‌کنند. سه اتفاق را باید انتظار داشته باشید.

اول، احتمال بسته شدن زودتر از لید تریدر. اگر سرمایهٔ شما کوچک‌تر است، ممکن است مارجین شما پیش از او تمام شود. آن وقت پوزیشن شما بسته و ضررتان قطعی می‌شود، و اگر بازار بعداً برگردد او سربه‌سر می‌شود و شما نه. این بدترین حالت ممکن در کپی تریدینگ است.

دوم، اشغال شدن مارجین. پله‌ها مارجین آزاد را مصرف می‌کنند و سایر پوزیشن‌های شما را هم به مرز خطر نزدیک‌تر می‌کنند؛ اگر چند لید تریدر را کپی می‌کنید، یک نفر کل حساب را تحت فشار می‌گذارد.

سوم، هزینهٔ تعداد معاملات. هر پله یک معاملهٔ جداست و کارمزد خودش را دارد. در کپی‌بیت کارمزد ۷ صدم درصد در هر معامله است و علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید محاسبه می‌شود؛ این کارمزد روی هر معامله اعمال می‌شود، چه خودتان آن را باز کرده باشید چه از راه کپی. استراتژی‌ای که برای یک ایده پنج بار وارد می‌شود، پنج برابر یک ورود ساده کارمزد تولید می‌کند.

پیش از اتصال حساب، چه چیزی را چک کنیم؟

  1. تاریخچهٔ معاملات را روی پرحجم‌ترین دارایی لید تریدر باز کنید و ببینید آیا چند ورود هم‌جهت پشت سر هم با حجم فزاینده وجود دارد یا نه.
  2. سود میانگین و ضرر میانگین را پیدا کنید و نسبتشان را حساب کنید. اگر ضرر میانگین چند برابر سود میانگین است، وین ریت بالا را نادیده بگیرید.
  3. طولانی‌ترین معاملهٔ تاریخچه را پیدا کنید و ببینید سودده بسته شده یا هنوز باز است.
  4. عدد دراودان را با بزرگ‌ترین زیان باز فعلی مقایسه کنید. اختلاف بزرگ یعنی دراودان کل داستان را نمی‌گوید.
  5. بنویسید که حاضرید چند درصد حساب را روی این یک نفر از دست بدهید، و سهم او را از همان عدد تعیین کنید؛ نه برعکس.

در مارتینگل بدترین حالت از پیش تعریف نشده است و همین ویژگی اصلی‌اش است. استراتژی‌ای که سقف زیانش را نمی‌توانید بنویسید، سقف زیانش کل حساب است.

کپی کردن یک معامله‌گر باتجربه ریسک را حذف نمی‌کند: کپی‌کننده می‌تواند ضرر کند، عملکرد گذشته پیش‌بینی‌کنندهٔ آینده نیست، و انگیزهٔ لید تریدر لزوماً با انگیزهٔ شما یکی نیست. در کپی‌بیت تریدرها پوزیشن‌های خود را زنده منتشر می‌کنند و کسانی که کپی می‌شوند از کارمزد کپی‌کنندگانشان سهم می‌برند؛ همین یعنی سنجیدن شکل معاملات یک لید تریدر، نه فقط عدد بازدهی‌اش، کار خود شماست.

این مطلب آموزشی است و توصیهٔ معاملاتی یا سرمایه‌گذاری نیست. کپی تریدینگ درآمد غیرفعال یا کم‌ریسک نیست و امکان از دست دادن کل سرمایه وجود دارد. اعداد این مقاله مثال‌های محاسباتی روی یک حساب فرضی‌اند و داده‌ای از بازار واقعی نیستند.

پرسش‌های متداول

یعنی لید تریدر وقتی قیمت علیه پوزیشن او حرکت می‌کند، به‌جای پذیرفتن ضرر حجم را بزرگ‌تر می‌کند، معمولاً دوبرابر پلهٔ قبل. با این کار میانگین ورود به قیمت فعلی نزدیک می‌شود و یک برگشت کوچک کل مجموعه را سربه‌سر می‌کند. تا وقتی بازار برگردد این روش نتیجه می‌دهد؛ در یک روند یک‌طرفه، حجم انباشته‌شده حساب را از بین می‌برد.