قیمت مارک قیمت مرجعی است که پلتفرم‌های پرپچوال برای محاسبهٔ سود و زیان باز و تشخیص لیکوئید شدن به کار می‌برند؛ این عدد از میانگین چند بازار بیرونی ساخته می‌شود، نه از آخرین معاملهٔ همان پلتفرم. برای همین پوزیشن شما می‌تواند لیکوئید شود در حالی که کندل چارت هنوز به آن قیمت نرسیده است.

یک تجربهٔ مشترک بین معامله‌گرهای تازه‌کار بازار پرپچوال: پوزیشن لیکوئید می‌شود، بعد چارت را باز می‌کنند و می‌بینند پایین‌ترین نقطهٔ آن کندل بالاتر از قیمت لیکوئید اعلام‌شده بوده. اولین حدس معمولاً این است که پلتفرم دستکاری کرده است. تقریباً همیشه توضیح ساده‌تری وجود دارد: پلتفرم اصلاً به عددی که شما روی چارت می‌بینید نگاه نمی‌کند و تصمیمش را با قیمت مارک می‌گیرد.

این تفاوت، جزئیات فنی بی‌اهمیتی نیست. تعیین می‌کند سود و زیان باز شما چطور حساب شود، استاپ لاستان کِی بخورد و پوزیشنتان در کدام قیمت بسته شود. این مقاله سه قیمتی را که هم‌زمان در یک بازار پرپچوال وجود دارند از هم جدا می‌کند و قیمت لیکوئید شدن را با یک مثال عددی حساب می‌کند.

نکات کلیدی

  • قیمت مارک، نه قیمت آخرین معامله، مبنای سود و زیان باز، وضعیت مارجین و لیکوئید شدن است.
  • این عدد از چند بازار بیرونی ساخته می‌شود تا یک ویک کوتاه روی یک پلتفرم نتواند موج لیکوئید راه بیندازد.
  • نتیجهٔ همین طراحی این است که ممکن است لیکوئید شوید بدون آنکه چارت آن پلتفرم به قیمت لیکوئید شما رسیده باشد، و برعکس.
  • مارجین نگهداری باعث می‌شود قیمت لیکوئید همیشه کمی نزدیک‌تر از عددی باشد که از تقسیم ساده روی لوریج به دست می‌آید.
  • منبع تریگر استاپ لاس یک تنظیم است، نه پیش‌فرض بدیهی؛ پیش از باز کردن پوزیشن ببینید کدام حالت فعال است.

قیمت مارک چیست و از کجا می‌آید؟

قرارداد پرپچوال یک بازار مستقل است. قیمتی که در دفتر سفارش آن ساخته می‌شود، حاصل عرضه و تقاضای همان دفتر است و می‌تواند برای چند ثانیه از قیمت واقعی دارایی در بازار جهانی فاصله بگیرد. اگر پلتفرم مارجین حساب‌ها را با همان قیمت اداره می‌کرد، یک سفارش بزرگ در بازاری کم‌عمق کافی بود تا صدها پوزیشن سالم را از بین ببرد.

قیمت مارک برای حل همین مسئله ساخته شده است. به‌جای اینکه پلتفرم به معاملات خودش تکیه کند، یک عدد مرجع می‌سازد که ریشه‌اش بیرون از دفتر سفارش خودش است: قیمت همان دارایی در چند بازار مستقل. بسته به پلتفرم، روی این عدد تعدیلی برای اختلاف طبیعی قیمت پرپچوال با اسپات هم اعمال می‌شود و معمولاً برای کم کردن نویز، هموار می‌شود.

نتیجه عددی است که کندتر حرکت می‌کند و دستکاری‌اش گران است. کسی که بخواهد با یک سفارش سنگین موجی از لیکوئید راه بیندازد، باید قیمت را نه در یک بازار، بلکه هم‌زمان در چند بازار جابه‌جا کند — و این دقیقاً همان چیزی است که این طراحی می‌خواهد پرهزینه‌اش کند.

تفاوت قیمت مارک و قیمت لحظه‌ای چیست؟

در هر لحظه دست‌کم سه قیمت هم‌زمان برای یک بازار پرپچوال وجود دارد و هرکدام کار متفاوتی می‌کنند:

قیمت از کجا می‌آید چه کاری می‌کند
آخرین معامله (Last) آخرین معاملهٔ انجام‌شده در دفتر سفارش همان پلتفرم کندل‌های چارت را می‌سازد؛ چیزی که می‌بینید
ایندکس (Index) میانگین قیمت اسپات همان دارایی در چند بازار بیرونی مادهٔ خام ساخت قیمت مارک
مارک (Mark) ایندکس، با تعدیل و هموارسازی بسته به پلتفرم مبنای سود و زیان باز، مارجین و لیکوئید شدن

عدد اول چیزی است که تمام روز به آن نگاه می‌کنید. عدد سوم چیزی است که سرنوشت پوزیشن شما را تعیین می‌کند. در بازار آرام این دو آن‌قدر به هم نزدیک‌اند که تفاوتشان به چشم نمی‌آید؛ دقیقاً در همان دقایقی که وضعیت شما بحرانی می‌شود — نوسان شدید، عمق کم دفتر سفارش، خبر ناگهانی — از هم فاصله می‌گیرند.

سود و زیان باز من با کدام قیمت حساب می‌شود؟

با قیمت مارک. عددی که به‌عنوان سود یا زیان باز پوزیشن می‌بینید، از اختلاف قیمت ورود شما با قیمت مارک لحظه‌ای ساخته می‌شود، نه با آخرین معامله‌ای که روی چارت ثبت شده.

این نکته دو پیامد عملی دارد. اول اینکه گاهی می‌بینید چارت بالا رفته ولی سود باز پوزیشن لانگ شما تکان چندانی نخورده — چون قیمت مارک هنوز آن حرکت را تأیید نکرده است. دوم و مهم‌تر اینکه نسبت مارجین شما، همان عددی که تعیین می‌کند چقدر تا لیکوئید شدن فاصله دارید، از همین سود و زیان محاسبه‌شده با مارک ساخته می‌شود. یعنی سلامت حساب شما را قیمت مارک اندازه می‌گیرد، نه قیمتی که روی صفحه می‌بینید.

چرا لیکوئید شدم ولی چارت به قیمت لیکوئید من نرسیده بود؟

سه توضیح رایج وجود دارد و هر سه با هم قابل جمع‌اند.

اول، اختلاف مارک و لست. اگر قیمت در بازارهای دیگر پایین‌تر رفته باشد و دفتر سفارش پلتفرم شما با تأخیر یا فاصله حرکت کند، قیمت مارک زودتر از کندل‌های چارت به سطح لیکوئید شما می‌رسد. پوزیشن بسته می‌شود و شما روی چارت هیچ ردی از آن قیمت نمی‌بینید.

دوم، خودِ چارت. چارت پیش‌فرض بیشتر پلتفرم‌ها قیمت آخرین معامله را نشان می‌دهد. بعضی پلتفرم‌ها امکان دیدن چارت قیمت مارک را هم می‌دهند؛ اگر چنین گزینه‌ای دارید، برای بررسی پس از حادثه همان را نگاه کنید، نه چارت پیش‌فرض را.

سوم، قیمت لیکوئید ثابت نمانده است. پرداخت فاندینگ و کارمزد از مارجین کم می‌شود، پس قیمت لیکوئیدی که در روز اول دیدید، برای پوزیشنی که چند هفته باز مانده دیگر همان عدد نیست. مکانیزم فاندینگ و اینکه چرا روی کل حجم پوزیشن حساب می‌شود، در توضیح بیسیس ترید و فاندینگ ریت با مثال عددی آمده است.

نکتهٔ منصفانه این است که همین طراحی چند بار هم به نفع شما کار کرده و شما خبردار نشده‌اید: ویک‌های تندی که فقط در یک بازار اتفاق افتاده‌اند و قیمت مارک آن‌ها را نادیده گرفته است، پوزیشن‌هایی را زنده نگه داشته‌اند که با معیار قیمت آخرین معامله بسته می‌شدند.

استاپ لاس من با کدام قیمت فعال می‌شود؟

این یکی از تنظیم‌هایی است که کمتر کسی پیش از باز کردن اولین پوزیشنش به آن نگاه می‌کند، در حالی که رفتار استاپ در روزهای پرنوسان را تعیین می‌کند. روی بسیاری از پلتفرم‌ها منبع تریگر استاپ لاس و تیک پرافیت قابل انتخاب است: قیمت آخرین معامله یا قیمت مارک.

  • تریگر روی قیمت آخرین معامله: استاپ شما به همان کندل‌هایی واکنش نشان می‌دهد که می‌بینید. یک ویک کوتاه هم آن را فعال می‌کند، حتی اگر بقیهٔ بازار آن حرکت را تأیید نکرده باشد.
  • تریگر روی قیمت مارک: استاپ شما به همان عددی نگاه می‌کند که لیکوئید شدن با آن سنجیده می‌شود. در برابر ویک‌های موضعی مقاوم‌تر است، ولی ممکن است چند لحظه دیرتر از چیزی که روی چارت انتظار داشتید فعال شود.

هیچ‌کدام ذاتاً بهتر نیستند. چیزی که واقعاً اهمیت دارد این است که بدانید کدام حالت فعال است، چون سطحی که روی چارت انتخاب می‌کنید فقط وقتی معنا دارد که بدانید با کدام عدد سنجیده می‌شود. منطق انتخاب خود سطح استاپ و رابطه‌اش با سایز پوزیشن، موضوع راهنمای استاپ لاس، ریسک‌به‌ریوارد و سایز پوزیشن است.

قیمت لیکوئید شدن چطور حساب می‌شود؟

تصور رایج این است که یک لانگ با لوریج ۱۰ برابر، با ۱۰ درصد افت قیمت لیکوئید می‌شود؛ چون کل مارجین یک‌دهم حجم پوزیشن است و با ۱۰ درصد افت، همان یک‌دهم از بین می‌رود. این حساب نزدیک است، ولی همیشه خوش‌بینانه است.

دلیلش مارجین نگهداری است: پلتفرم صبر نمی‌کند تا ارزش خالص حساب شما به صفر برسد. به‌محض اینکه ارزش خالص به حداقلی که برای نگه‌داشتن پوزیشن لازم است برسد، پوزیشن بسته می‌شود. آن حداقل، کسر کوچکی از حجم پوزیشن است.

مثال عددی، با فرض لانگ بیت‌کوین در قیمت ۱۰۰٬۰۰۰ دلار و مارجین نگهداری فرضی نیم درصد:

لوریج افت لازم برای لیکوئید شدن قیمت مارک لیکوئید
۲× ≈ ۴۹٫۷٪ ≈ ۵۰٬۲۵۰ دلار
۵× ≈ ۱۹٫۶٪ ≈ ۸۰٬۴۰۰ دلار
۱۰× ≈ ۹٫۵٪ ≈ ۹۰٬۴۵۰ دلار
۲۰× ≈ ۴٫۵٪ ≈ ۹۵٬۴۸۰ دلار
۵۰× ≈ ۱٫۵٪ ≈ ۹۸٬۴۹۰ دلار

این اعداد صرفاً حاصل همان فرض نیم‌درصدی‌اند و عدد واقعی هر پلتفرم فرق می‌کند؛ در بیشتر جاها نرخ مارجین نگهداری با بزرگ‌تر شدن پوزیشن پله‌پله بالا می‌رود، یعنی پوزیشن بزرگ‌تر فاصلهٔ کمتری تا لیکوئید شدن دارد. آنچه ثابت می‌ماند جهت اثر است: فاصلهٔ واقعی شما همیشه کمتر از حساب سرانگشتی است، و هرچه لوریج بالاتر برود این کسری بی‌رحم‌تر می‌شود.

به ستون دوم دقت کنید. تفاوت لوریج ۲۰ و ۵۰ روی کاغذ فقط «کمی تهاجمی‌تر» به نظر می‌رسد؛ در عمل یعنی فاصلهٔ شما از یک حرکت ۴٫۵ درصدی به یک حرکت ۱٫۵ درصدی کوچک شده است. در بازاری که نوسان روزانهٔ چند درصدی چیز عجیبی نیست، نوار دوم عملاً یعنی هر نوسان معمولی می‌تواند پوزیشن را ببندد.

چطور فاصله‌ام تا لیکوئید شدن را زیاد کنم؟

چهار کار عملی، به‌ترتیب اثر:

  1. لوریج را پایین بیاورید. مستقیم‌ترین اهرم، و همان چیزی که جدول بالا نشان می‌دهد. لوریج را نصف کنید، فاصله تقریباً دو برابر می‌شود.
  2. سایز پوزیشن را از فاصلهٔ استاپ حساب کنید، نه از لوریج. وقتی سایز از ریسک مجاز هر معامله بیرون بیاید، لوریج نتیجهٔ محاسبه می‌شود نه ورودی آن.
  3. مارجین اضافه کنید، نه پوزیشن. اگر پوزیشن به شما نزدیک شده و همچنان به تحلیلتان باور دارید، اضافه کردن مارجین فاصله را زیاد می‌کند؛ بزرگ کردن پوزیشن آن را کم می‌کند، هرچند میانگین قیمت ورودتان بهتر شود.
  4. هزینهٔ زمان را حساب کنید. فاندینگ و کارمزد از مارجین کم می‌شوند و برای پوزیشنی که هفته‌ها باز می‌ماند، همین کسرهای کوچک قیمت لیکوئید را به شما نزدیک می‌کنند.

اگر به‌جای معاملهٔ مستقیم، پوزیشن‌های تریدر دیگری را کپی می‌کنید، این حساب‌وکتاب حذف نمی‌شود؛ فقط تصمیم‌گیرنده عوض می‌شود و سرمایه و ضرر همچنان مال شماست. اینکه در رکورد یک تریدر دنبال چه نشانه‌هایی باشید، در راهنمای خواندن رکورد لید تریدر توضیح داده شده است.

کپی‌بیت یک بیلدر هایپرلیکوئید با فید کپی‌تریدینگ است و کارمزدش ۷ صدم درصد در هر معامله است که علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید محاسبه می‌شود. این کارمزد، مثل هر کارمزد دیگری، از همان مارجینی کم می‌شود که فاصلهٔ شما تا لیکوئید شدن را می‌سازد — دلیل دیگری برای اینکه پیش از باز کردن پوزیشن، هزینه و فاصله را با هم حساب کنید.

این مطلب آموزشی است و توصیهٔ معاملاتی نیست. معامله با لوریج ریسک از دست دادن کل سرمایه را دارد و اعداد این مقاله مثال‌های محاسباتی‌اند، نه دادهٔ بازار.

پرسش‌های متداول

قیمت لحظه‌ای یا لست، قیمت آخرین معامله‌ای است که در دفتر سفارش همان پلتفرم انجام شده و همان چیزی است که کندل‌های چارت را می‌سازد. قیمت مارک یک عدد محاسبه‌شده است که از قیمت همان دارایی در چند بازار بیرونی ساخته می‌شود تا به نوسان لحظه‌ای یک دفتر سفارش وابسته نباشد. اولی چیزی است که می‌بینید، دومی چیزی است که حساب مارجین شما را اداره می‌کند.