اینکه چند پوزیشن همزمان باز کنیم را تعداد آن‌ها تعیین نمی‌کند، بلکه جمع ریسکشان تعیین می‌کند. اگر روی هر معامله ۲ درصد حساب را ریسک کنید، پنج پوزیشن باز یعنی ۱۰ درصد ریسک هم‌زمان روی میز. در روز ریزش شدید که دارایی‌ها هم‌جهت حرکت می‌کنند، این ۱۰ درصد می‌تواند یک‌جا محقق شود.

بیشتر معامله‌گرها قاعدهٔ ریسک هر معامله را بلدند: روی هر پوزیشن بیش از یک یا دو درصد حساب را ریسک نکن. چیزی که کمتر گفته می‌شود این است که این قاعده فقط یک معامله را اداره می‌کند. سؤال «چند پوزیشن همزمان باز کنیم» یک لایه بالاتر است و جواب متفاوتی دارد، چون ریسک پوزیشن‌های باز با هم جمع می‌شود.

نتیجه‌اش را زیاد دیده‌ایم: کسی که واقعاً روی هر معامله ۲ درصد ریسک کرده، آخر هفته می‌بیند حسابش ۱۸ درصد پایین آمده و فکر می‌کند لابد در محاسبهٔ سایز پوزیشن اشتباه کرده است. اشتباهی در کار نبوده؛ او نُه پوزیشن هم‌جهت باز داشته و بازار یک روز بد داشته است.

نکات کلیدی

  • ریسک کل حساب یعنی جمع زیان همهٔ پوزیشن‌های باز اگر امروز همهٔ استاپ‌ها بخورند.
  • قاعدهٔ ریسک هر معامله سقف یک معامله را تعیین می‌کند، نه سقف هم‌زمان چند معامله را.
  • در ریزش‌های شدید همبستگی دارایی‌ها بالا می‌رود و چند پوزیشن هم‌جهت مثل یک پوزیشن بزرگ رفتار می‌کنند.
  • ریاضی جبران ضرر متقارن نیست: ۲۰ درصد افت به ۲۵ درصد سود و ۵۰ درصد افت به ۱۰۰ درصد سود نیاز دارد.
  • کراس و ایزوله ریسک کل را کم نمی‌کنند؛ فقط تعیین می‌کنند فشار زیان کجا خودش را نشان بدهد.

چند پوزیشن همزمان باز کنیم؟

سؤال را طور دیگری بپرسید: «حاضرم امروز چند درصد حساب را روی میز بگذارم؟» هر پاسخی که به این بدهید، تعداد پوزیشن‌ها را خودش تعیین می‌کند.

فرض کنید سقف ریسک باز شما ۶ درصد حساب است. با ریسک ۲ درصدی در هر معامله، سه پوزیشن جا می‌شود. اگر ریسک هر معامله را به ۱ درصد کم کنید، شش پوزیشن. اگر به نیم درصد کم کنید، دوازده پوزیشن. هیچ‌کدام از این حالت‌ها «درست‌تر» نیست؛ فقط سبک معاملهٔ متفاوتی است که زیر یک سقف مشترک اجرا می‌شود.

ریسک هر معامله ۳ پوزیشن باز ۵ پوزیشن باز ۱۰ پوزیشن باز
۰٫۵٪ ۱٫۵٪ ۲٫۵٪ ۵٪
۱٪ ۳٪ ۵٪ ۱۰٪
۲٪ ۶٪ ۱۰٪ ۲۰٪
۳٪ ۹٪ ۱۵٪ ۳۰٪

ستون آخر همان جایی است که حساب‌ها از بین می‌روند. ریسک ۳ درصدی در هر معامله برای یک معامله‌گر حرفه‌ای هم عدد بزرگی است، ولی روی کاغذ فاجعه به نظر نمی‌رسد. ده تا از همان معامله در یک زمان یعنی ۳۰ درصد حساب در معرض زیان است، و کسی که این ده پوزیشن را باز کرده تقریباً هیچ‌وقت چنین تصمیمی را آگاهانه نگرفته است. او ده بار تصمیم کوچک گرفته و جمعشان را ندیده است.

یک قاعدهٔ قدیمی و شناخته‌شده در همین زمینه وجود دارد: الکساندر الدر در کتاب Come Into My Trading Room (۲۰۰۲) کنار قاعدهٔ ۲ درصد برای هر معامله، سقف ۶ درصد را برای مجموع ریسک باز پیشنهاد کرد و گفت وقتی حساب در یک ماه به آن سقف رسید، آن ماه تمام است. عدد ۶ مقدس نیست و به سبک معامله بستگی دارد، اما ایدهٔ پشتش درست است: باید یک سقف برای جمع داشته باشید، نه فقط برای تک‌تک اجزا.

ریسک کل حساب را چطور حساب کنیم؟

محاسبه‌اش ساده است و دو دقیقه وقت می‌برد. برای هر پوزیشن باز:

  1. فاصلهٔ قیمت فعلی تا استاپ لاس را برحسب درصد حساب کنید.
  2. آن درصد را در ارزش کل پوزیشن (نوشنال) ضرب کنید تا مبلغ زیان احتمالی به دست بیاید.
  3. مبلغ‌های همهٔ پوزیشن‌ها را جمع بزنید و بر موجودی حساب تقسیم کنید.

یک مثال عددی: حساب ۱۰٬۰۰۰ دلاری با چهار پوزیشن باز. اولی نوشنال ۴٬۰۰۰ دلار با استاپ ۵ درصد پایین‌تر، یعنی ۲۰۰ دلار ریسک. دومی نوشنال ۳٬۰۰۰ دلار با استاپ ۴ درصدی، یعنی ۱۲۰ دلار. سومی نوشنال ۶٬۰۰۰ دلار با استاپ ۳ درصدی، یعنی ۱۸۰ دلار. چهارمی نوشنال ۲٬۵۰۰ دلار با استاپ ۸ درصدی، یعنی ۲۰۰ دلار. جمع می‌شود ۷۰۰ دلار، که ۷ درصد حساب است.

توجه کنید که این چهار پوزیشن روی کاغذ «کوچک» بودند و هیچ‌کدام از ۲ درصد رد نمی‌شد، ولی جمعشان از سقف ۶ درصدی رد شده است. اگر بخواهید پوزیشن پنجمی باز کنید، انتخاب واقعی‌تان این است: یا سقف را بشکنید، یا یکی از چهار پوزیشن فعلی را ببندید، یا سایز پوزیشن جدید را طوری کوچک کنید که زیر سقف بماند.

پوزیشن بدون استاپ لاس در این محاسبه دردسر می‌سازد، چون زیان احتمالی‌اش تعریف‌شده نیست. محافظه‌کارانه‌ترین کار این است که آن را با کل مارجین اختصاص‌یافته‌اش وارد جمع کنید، چون در بدترین حالت همان مقدار از دست می‌رود. اگر روش تعیین فاصلهٔ استاپ و محاسبهٔ سایز از روی آن را می‌خواهید، در راهنمای استاپ لاس، ریسک‌به‌ریوارد و سایز پوزیشن قدم‌به‌قدم آمده است.

چرا پنج آلت‌کوین مختلف یک پوزیشن حساب می‌شود؟

اینجا همان جایی است که جدول بالا هم خوش‌بینانه می‌شود. جمع ساده فرض می‌کند استاپ‌ها مستقل از هم می‌خورند، اما در کریپتو معمولاً این‌طور نیست.

همبستگی (Correlation) یعنی اینکه دو دارایی چقدر هم‌جهت حرکت می‌کنند. عددش بین منفی یک تا مثبت یک است و در روزهای آرام، آلت‌کوین‌ها می‌توانند مسیرهای کاملاً متفاوتی بروند. مشکل این است که همبستگی دقیقاً در بدترین لحظه بالا می‌رود: وقتی نقدینگی از بازار بیرون می‌رود یا بیت‌کوین تند می‌ریزد، تفاوت روایت پروژه‌ها اهمیتش را از دست می‌دهد و تقریباً همه‌چیز با هم پایین می‌آید.

پس پنج لانگ روی پنج توکن متفاوت در روز عادی پنج پوزیشن است و در روز ریزش یک پوزیشن پنج‌برابری. برای مدیریت ریسک باید حالت دوم را مبنا بگذارید، چون حالت اول اصلاً مسئله‌ساز نیست.

راه عملی‌اش این است که پوزیشن‌های باز را دسته‌بندی کنید و ریسک را برای هر دسته جمع بزنید، نه فقط برای کل حساب:

دسته مثال چطور جمع بزنیم
هم‌جهت روی دارایی‌های هم‌خانواده چند لانگ آلت‌کوین مثل یک پوزیشن بزرگ حساب کنید
هم‌جهت روی خانواده‌های متفاوت لانگ کریپتو + لانگ سهام آمریکا نیمی مستقل، نیمی وابسته به ریسک کلی بازار
خلاف جهت روی یک دارایی لانگ اسپات + شورت پرپچوال ریسک جهتی خنثی، ولی هزینهٔ فاندینگ باقی است
واقعاً مستقل کریپتو + یک کالای بی‌ربط جمع ساده منطقی است

سطر آخر کمیاب‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. برای دیدن اینکه پول در بازار بین بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها چطور جابه‌جا می‌شود و چرا این جابه‌جایی روی همبستگی اثر می‌گذارد، توضیح چرخش نقدینگی و دامیننس نقطهٔ شروع خوبی است.

اگر ۲۰ درصد افت کنم، ۲۰ درصد سود کافی است؟

نه، و همین عدم تقارن است که ریسک کل را از یک بحث نظری به یک مسئلهٔ جدی تبدیل می‌کند. وقتی حساب افت می‌کند، سرمایه‌ای که باید سود را بسازد هم کوچک‌تر شده است. برای برگشتن به نقطهٔ اول همیشه به درصدی بزرگ‌تر از درصد افت نیاز دارید:

افت حساب سود لازم برای برگشت به نقطهٔ اول
۵٪ ۵٫۳٪
۱۰٪ ۱۱٫۱٪
۲۰٪ ۲۵٪
۳۰٪ ۴۲٫۹٪
۵۰٪ ۱۰۰٪
۷۰٪ ۲۳۳٪

فرمولش ساده است: سود لازم برابر است با افت تقسیم بر یکِ منهای افت. تا حدود ۱۰ درصد، فاصله ناچیز است و جبران‌کردنش در چند معاملهٔ عادی ممکن است. از ۳۰ درصد به بعد، منحنی تند می‌شود و شما دیگر در حال معاملهٔ عادی نیستید، در حال ترمیم هستید — و ترمیم‌کردن معمولاً باعث می‌شود ریسک بیشتری بردارید، که همان چیزی است که اول شما را به این نقطه رساند.

این جدول را کنار جدول قبلی بگذارید. ده پوزیشن با ریسک ۲ درصدی یعنی ۲۰ درصد ریسک باز؛ اگر آن روز بد اتفاق بیفتد، برای برگشتن به نقطهٔ صفر ۲۵ درصد سود لازم دارید. سقف ریسک باز دقیقاً برای همین وجود دارد: نه برای اینکه سود را محدود کند، بلکه برای اینکه شما را از نیمهٔ تند این منحنی دور نگه دارد.

کراس یا ایزوله؛ کدام ریسک کل را کم می‌کند؟

هیچ‌کدام. این یک انتخاب دربارهٔ نحوهٔ نگهداری مارجین است، نه دربارهٔ مقدار ریسک.

در حالت کراس، کل موجودی حساب پشتوانهٔ همهٔ پوزیشن‌هاست. مزیتش این است که یک پوزیشن به‌راحتی لیکوئید نمی‌شود، چون از کل موجودی تغذیه می‌کند. عیبش این است که زیان همان پوزیشن، مارجین آزادی را که پشت بقیهٔ پوزیشن‌ها ایستاده کم می‌کند و فاصلهٔ آن‌ها تا لیکوئید شدن را کوتاه‌تر می‌کند. وقتی همه هم‌جهت باشند، همه با هم به لبه نزدیک می‌شوند.

در حالت ایزوله، هر پوزیشن مارجین خودش را دارد و زیانش از همان‌جا فراتر نمی‌رود. در عوض چون آن مارجین کوچک‌تر است، فاصلهٔ قیمت تا لیکوئید شدن کمتر است و پوزیشن زودتر بسته می‌شود. سازوکار دقیق این فاصله و اینکه چرا لیکوئید شدن با قیمت چارت اتفاق نمی‌افتد، در توضیح قیمت مارک و لیکوئید شدن آمده است.

نکتهٔ عملی این است: انتخاب حالت مارجین جای شکستن را عوض می‌کند، اما جمع پولی را که در معرض زیان گذاشته‌اید تغییر نمی‌دهد. آن عدد را فقط سایز پوزیشن و فاصلهٔ استاپ تعیین می‌کنند.

در کپی تریدینگ، ریسک کل چطور جمع می‌شود؟

کپی تریدینگ همین مسئله را یک لایه پنهان‌تر می‌کند، چون پوزیشن‌ها را خودتان باز نمی‌کنید. اگر سه لید تریدر را هم‌زمان کپی کنید و هر سه در آن دوره روی بیت‌کوین و چند آلت‌کوین بزرگ لانگ باشند، شما یک سبد متنوع ندارید؛ یک پوزیشن جهتی بزرگ دارید که سه نفر مستقل ساخته‌اندش.

پس همان محاسبه اینجا هم لازم است، فقط باید مجموع پوزیشن‌های کپی‌شده را یک‌جا ببینید، نه هر حساب را جدا. معیارهای انتخاب و اینکه رکورد یک لید تریدر را چطور بخوانیم در راهنمای انتخاب لید تریدر آمده است.

کپی‌بیت یک بیلدر هایپرلیکوئید با فید کپی‌تریدینگ است و کارمزدش ۷ صدم درصد در هر معامله است که علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید محاسبه می‌شود. این کارمزد روی هر معامله اعمال می‌شود، چه خودتان بازش کرده باشید چه از طریق کپی؛ پس در حساب ریسک کل، تعداد معاملات هم هزینه دارد نه فقط جهتشان. کپی‌کردن یک معامله‌گر باتجربه هم ریسک را حذف نمی‌کند: کپی‌کننده می‌تواند ضرر کند، عملکرد گذشته پیش‌بینی‌کنندهٔ آینده نیست، و انگیزهٔ لید تریدر لزوماً با انگیزهٔ شما یکی نیست.

چطور سقف ریسک باز خودمان را تعیین کنیم؟

سه ورودی دارد و بهتر است پیش از باز کردن پوزیشن بعدی تعیین شود، نه بعد از آن:

  1. سقف کل. عددی که اگر همهٔ استاپ‌ها امروز بخورند حاضرید ببینید. برای اکثر معامله‌گرهای غیرحرفه‌ای، عددی در محدودهٔ ۵ تا ۸ درصد نقطهٔ شروع منطقی است.
  2. سقف هر دسته. برای پوزیشن‌های هم‌جهت روی دارایی‌های هم‌خانواده، سقفی پایین‌تر از سقف کل بگذارید؛ همبستگی همین دسته است که در روز بد فعال می‌شود.
  3. سقف افت دوره‌ای. اگر حساب در یک ماه از سقف خودش مقدار مشخصی پایین آمد، سایز را کم کنید. این تصمیم را از قبل بگیرید، چون گرفتنش بعد از سه ضرر پشت سر هم تقریباً ناممکن است.

بعد از تعیین این سه عدد، کار روزانه ساده می‌شود: پیش از هر پوزیشن جدید، جمع ریسک باز فعلی را حساب کنید و ببینید پوزیشن جدید از سقف ردتان می‌کند یا نه. اگر رد می‌کند، یا سایزش را کوچک کنید یا پوزیشن دیگری را ببندید. این تنها تصمیمی است که در این بازار کاملاً در کنترل شماست — جهت حرکت قیمت هیچ‌وقت نبوده است.

این مطلب آموزشی است و توصیهٔ معاملاتی یا سرمایه‌گذاری نیست. معامله با لوریج ریسک از دست دادن کل سرمایه را دارد و اعداد این مقاله مثال‌های محاسباتی‌اند، نه پیشنهاد سایز یا سقف برای حساب شما.

پرسش‌های متداول

عدد ثابتی وجود ندارد، چون سؤال درست تعداد پوزیشن نیست بلکه جمع ریسک آن‌هاست. اگر روی هر معامله ۲ درصد حساب را ریسک می‌کنید، سه پوزیشن یعنی ۶ درصد و ده پوزیشن یعنی ۲۰ درصد ریسک باز. سقفی برای این جمع تعیین کنید و تعداد پوزیشن را از همان سقف بیرون بکشید، نه برعکس. اگر سایز هر معامله را کوچک‌تر کنید، طبیعتاً پوزیشن‌های بیشتری در همان سقف جا می‌شود.