خروج پله‌ای از پوزیشن یعنی بستن حجم در چند سطح قیمتی به جای یک حد سود واحد. این کار باخت‌ها را کم و میانگین سود برنده‌ها را کوچک می‌کند و این دو اثر تا حد زیادی یکدیگر را خنثی می‌کنند. آنچه نتیجه را عوض می‌کند، تصمیم دربارهٔ استاپ باقی‌ماندهٔ پوزیشن است.

نکات کلیدی

  • خروج پله‌ای از پوزیشن معمولاً وین ریت را بالا می‌برد و میانگین برد را پایین می‌آورد؛ حاصل جمع این دو می‌تواند صفر باشد.
  • در مثال عددی این مقاله، بستن نیمی از حجم در ۱R و نگه داشتن استاپ اولیه، امید ریاضی را عیناً برابر با خروج یک‌باره نگه می‌دارد.
  • بردن استاپ به نقطهٔ ورود بعد از پلهٔ اول، تنها وقتی به سود شماست که به ازای هر برندهٔ از دست رفته دست‌کم سه معاملهٔ برگشتی نجات داده باشد.
  • کارمزد با تعداد پله‌ها چند برابر نمی‌شود، چون روی حجم حساب می‌شود؛ ولی سهم آن از سود پلهٔ اول با تنگ شدن استاپ بزرگ می‌شود.
  • فاصلهٔ لیکوئید بعد از خروج پله‌ای دورتر می‌شود فقط به شرطی که مارجین آزادشده همان‌جا بماند.

خروج پله‌ای از پوزیشن یعنی چه و با حد سود ثابت چه فرقی دارد؟

حد سود ثابت یک تصمیم دارد: کل حجم در یک قیمت بسته می‌شود. خروج پله‌ای از پوزیشن این یک تصمیم را به چند تصمیم خرد می‌کند. شما حجم را تقسیم می‌کنید و هر بخش را در سطح جداگانه‌ای می‌بندید؛ مثلاً نیمی در فاصلهٔ یک برابر ریسک و نیم دیگر در سه برابر ریسک.

در تمام این مقاله R یعنی یک واحد ریسک: فاصلهٔ قیمت ورود تا استاپ لاس، ضربدر حجم پوزیشن. اگر ۱۰٬۰۰۰ دلار پوزیشن باز کرده‌اید و استاپ شما یک درصد پایین‌تر از ورود است، ۱R برابر ۱۰۰ دلار است. حساب کردن همه چیز با R باعث می‌شود مقایسهٔ دو نقشهٔ خروج از اندازهٔ حساب مستقل شود.

دلیل اصلی که معامله‌گران پله‌ای خارج می‌شوند، معمولاً روانی است، نه ریاضی: پلهٔ اول حس «این معامله دیگر بازنده نیست» را می‌دهد. این حس واقعی است و ارزش دارد، اما با عدد اشتباه گرفته می‌شود. فرق این دو را فقط با شمردن می‌توان دید.

خروج پله‌ای سود کل را کم می‌کند یا زیاد؟

برای این‌که مقایسه منصفانه باشد، باید دو نقشهٔ خروج را روی مسیرهای قیمتی یکسان آزمایش کنیم. فرض کنید در ۱۰۰ معاملهٔ گذشتهٔ شما قیمت این‌طور رفتار کرده است:

  • ۴۰ معامله بدون این‌که هرگز به ۱R سود برسند، استاپ خورده‌اند.
  • ۶۰ معامله به ۱R سود رسیده‌اند. از این ۶۰ تا، ۳۰ معامله ادامه داده و به ۳R رسیده‌اند و ۳۰ معاملهٔ دیگر برگشته و استاپ خورده‌اند.

حالا دو نقشه را روی همین ۱۰۰ مسیر حساب می‌کنیم. نقشهٔ یک‌باره: استاپ در فاصلهٔ ۱R و حد سود در ۳R، بدون خروج پله‌ای. نقشهٔ پله‌ای: نیمی از حجم در ۱R بسته می‌شود، نیم دیگر تا ۳R باز می‌ماند و استاپ همان‌جا که بود می‌ماند.

گروه معاملات تعداد نتیجهٔ خروج یک‌باره نتیجهٔ خروج پله‌ای
استاپ بدون رسیدن به ۱R ۴۰ ۱R ضرر ۱R ضرر
رسیده به ۱R و بعد ۳R ۳۰ ۳R سود ۲R سود
رسیده به ۱R و بعد استاپ ۳۰ ۱R ضرر سر به سر
جمع ۱۰۰ ۲۰R سود ۲۰R سود

دو ستون آخر عدد یکسانی می‌دهند: ۰٫۲R به ازای هر معامله. ولی تجربهٔ این دو ستون زمین تا آسمان فرق دارد. در نقشهٔ یک‌باره ۷۰ معامله از ۱۰۰ معامله با ضرر بسته شده است؛ در نقشهٔ پله‌ای فقط ۴۰ معامله. وین ریت از ۳۰ درصد به ۶۰ درصد می‌رود (۳۰ برد کامل و ۳۰ معاملهٔ سر به سر) و در عوض میانگین برد از ۳R به ۲R می‌آید.

این همان معاوضه‌ای است که خروج پله‌ای می‌فروشد: نوسان نتایج کمتر، امید ریاضی بدون تغییر. اگر پراکندگی نتایج باعث می‌شود نقشهٔ معاملاتی خود را رها کنید، این معاوضه برای شما سود خالص دارد. اگر نه، چیزی به دست نیاورده‌اید. برای این‌که همین حساب را روی ژورنال خودتان ببرید، محاسبهٔ امید ریاضی استراتژی قدم به قدم توضیح داده شده است.

بعد از پلهٔ اول، استاپ را سر به سر ببریم؟

اینجا جایی است که نتیجه واقعاً عوض می‌شود. فرض کنید بعد از بستن نیمی از حجم در ۱R، استاپ نیم دیگر را از سطح ضرر ۱R به نقطهٔ ورود می‌برید. روی جدول قبل دو چیز اتفاق می‌افتد:

  • ۳۰ معامله‌ای که به ۱R رسیدند و برگشتند، از سر به سر به ۰٫۵R سود تبدیل می‌شوند؛ چون نیم بسته‌شده سودش را نگه داشته و نیم دیگر سر به سر بسته شده است. مجموع این بهبود ۱۵R است.
  • اما هر معامله‌ای که قبل از حرکت اصلی به نقطهٔ ورود برمی‌گردد و بعد به ۳R می‌رسد، از ۲R سود به ۰٫۵R سود سقوط می‌کند. زیان: ۱٫۵R به ازای هر معامله.

عدد سربه‌سری این قاعده ساده است: ۰٫۵ تقسیم بر ۱٫۵ می‌شود یک سوم. یعنی استاپ سر به سر فقط وقتی به سود شماست که به ازای هر برندهٔ از دست رفته، دست‌کم سه معاملهٔ برگشتی را نجات داده باشد. اگر در آن ۳۰ معاملهٔ برندهٔ مثال ما ۱۰ تا پیش از حرکت اصلی یک بار به ورود برگردند، ۱۵R به دست می‌آورید و ۱۵R از دست می‌دهید و دقیقاً به همان ۲۰R اول برمی‌گردید.

این را نمی‌توان با حدس تصمیم گرفت، چون جواب به رفتار دارایی و تایم فریم شما بسته است. کاری که می‌شود کرد این است: در ژورنال خود روی معاملات برنده علامت بزنید که آیا قیمت پس از عبور از ۱R دوباره نقطهٔ ورود را لمس کرده است یا نه. نسبت همین یک ستون، تصمیم را به جای شما می‌گیرد. منطق مشابهی در تریلینگ استاپ و دلیل زود بسته شدن سود هم کار می‌کند: هر سازوکاری که استاپ را به قیمت نزدیک می‌کند، هم ضرر را می‌برد و هم بخشی از برنده‌ها را.

خروج پله‌ای جلوی لیکوئید شدن را می‌گیرد؟

تا حدی، و نه به آن شکلی که معمولاً تصور می‌شود. فاصلهٔ لیکوئید از نسبت مارجین باقی‌مانده به حجم باقی‌ماندهٔ پوزیشن می‌آید. وقتی نیمی از حجم را می‌بندید، مارجین نگهداری لازم هم نصف می‌شود؛ پس اگر مارجین آزادشده در همان حساب بماند، سطح لیکوئید دورتر می‌رود.

شرط همین جمله است. اگر همان مارجین را برداشت کنید یا با آن پوزیشن تازه‌ای باز کنید، فاصله به جای اول برمی‌گردد و در حالت کراس مارجین، ریسک کل حساب حتی می‌تواند بالاتر از قبل برود. در این حالت هم به جای حدس زدن، همان عددی را ببینید که پلتفرم بعد از بستن پله روی پوزیشن نشان می‌دهد.

دو نکتهٔ دیگر را هم باید جدا نگه داشت. اول این‌که خروج پله‌ای قیمت ورود شما را عوض نمی‌کند؛ لیکوئید شدن بر مبنای قیمت مارک حساب می‌شود، نه قیمت چارت یا میانگین ورود شما، و قیمت مارک و فاصلهٔ آن با چارت جداگانه توضیح داده شده است. دوم این‌که در یک حرکت تند که از استاپ شما رد می‌شود، تنها محافظت واقعی خروج پله‌ای این است که حجم کمتری در معرض آن حرکت بوده است. این اثر خطی است: نصف حجم، نصف آسیب. سازوکار محافظ نیست، فقط کوچک‌تر شدن اندازه است.

هر پله را کجا ببندیم؟ سه نقشهٔ رایج

نقشهٔ درست از نوع استراتژی می‌آید، نه از عددهای خوش‌ظاهر. سه الگوی رایج:

نقشه پلهٔ اول باقی‌ماندهٔ پوزیشن مناسب چه استراتژی
نصف در ۱R ۵۰ درصد حجم در ۱R ۵۰ درصد تا هدف اصلی با استاپ اولیه استراتژی‌هایی با وین ریت متوسط و هدف مشخص
سه پلهٔ برابر یک سوم در ۱R یک سوم در ۲R و یک سوم با استاپ متحرک بازارهای دامنه‌ای که کمتر روند بلند می‌سازند
پلهٔ کوچک زودرس ۲۵ تا ۳۰ درصد در ۱R ۷۰ تا ۷۵ درصد تا هدف ساختاری استراتژی‌های روندی با وین ریت پایین و برنده‌های بزرگ

نکتهٔ مشترک هر سه، یک چیز است: سطح پله‌ها را پیش از ورود تعیین کنید و در سفارش ثبت کنید. پله‌ای که وسط معامله و با دیدن چارت تصمیم گرفته می‌شود، همان حد سود ثابت است با این تفاوت که حالا احساس لحظه آن را جابه‌جا می‌کند.

کارمزد و حداقل حجم سفارش چه چیزی را عوض می‌کنند؟

یک باور رایج این است که خروج پله‌ای کارمزد را چند برابر می‌کند. این درست نیست: کارمزد روی حجم معامله حساب می‌شود، نه روی تعداد سفارش. بستن یک پوزیشن ۱۰٬۰۰۰ دلاری در سه پله همان مجموع حجمی را می‌بندد که بستن یک‌بارهٔ آن می‌بندد، پس مجموع کارمزد یکی است.

چیزی که واقعاً عوض می‌شود، نسبت کارمزد به سود کوچکی است که در پلهٔ اول قفل کرده‌اید. کارمزد کپی‌بیت ۷ صدم درصد در هر معامله است، علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید. روی یک پوزیشن ۱۰٬۰۰۰ دلاری، سهم کپی‌بیت از رفت و برگشت نیمهٔ اول حجم حدود ۷ دلار می‌شود. حالا ببینید فاصلهٔ استاپ چه فرقی می‌سازد:

فاصلهٔ استاپ از ورود ۱R روی کل پوزیشن سود ناخالص پلهٔ اول (نصف حجم) سهم کارمزد کپی‌بیت از آن
۱ درصد ۱۰۰ دلار ۵۰ دلار حدود ۱۴ درصد
۰٫۵ درصد ۵۰ دلار ۲۵ دلار حدود ۲۸ درصد
۰٫۳ درصد ۳۰ دلار ۱۵ دلار حدود ۴۷ درصد

پیام این جدول روشن است: هرچه استاپ تنگ‌تر باشد، پلهٔ اول سود کمتری قفل می‌کند و کارمزد سهم بزرگ‌تری از آن می‌برد، در حالی که کارمزد پروتکل هم روی آن اضافه می‌شود. در استاپ‌های خیلی تنگ، پلهٔ اول چیزی را که نجات می‌دهد به کارمزد پس می‌دهد.

حداقل حجم سفارش هم محدودیت دوم است. با سرمایهٔ کوچک، نصف یا یک سوم پوزیشن ممکن است از حداقل حجم قابل ثبت پایین‌تر بیفتد و نقشهٔ سه پله‌ای عملاً اجرا نشود. همان بحث در مدیریت ریسک با سرمایه کم با عدد باز شده است.

در کپی تریدینگ پوزیشن‌ها را لید تریدر باز و بسته می‌کند، پس الگوی خروج هم به او بستگی دارد. اگر خروج پله‌ای برای شما مهم است، پیش از کپی کردن به الگوی خروج لید تریدر نگاه کنید، نه فقط به سود گذشته‌اش. کپی کردن سود را تضمین نمی‌کند و عملکرد گذشتهٔ او آیندهٔ او را پیش‌بینی نمی‌کند.

خروج پله‌ای برای کدام استراتژی جواب می‌دهد؟

جواب به شکل توزیع سود شما بسته است، نه به سلیقه.

۱. اگر استراتژی شما وین ریت بالا و هدف‌های کوچک دارد و بیشتر در دامنه معامله می‌کند، خروج پله‌ای چیز زیادی از شما نمی‌گیرد و پراکندگی نتایج را کم می‌کند.

۲. اگر استراتژی شما روندی است و وین ریت پایینی دارد و کل سود سال از چند معاملهٔ بزرگ می‌آید، خروج پله‌ای مستقیم به همان چند معامله می‌زند. بستن نصف حجم در ۱R یعنی نصف شدن سهم همان برنده‌هایی که تمام حساب را سر پا نگه می‌دارند.

۳. اگر نمی‌دانید در کدام دسته‌اید، همین را اول اندازه بگیرید. سود هر معاملهٔ بسته‌شده را بر ریسک همان معامله تقسیم کنید تا نتیجه به R دربیاید، بعد ببینید چند درصد از کل سود از ۱۰ درصد بالای معاملات آمده است. اگر این سهم بزرگ است، استراتژی شما به برنده‌های بزرگ وابسته است و پله‌ای خارج شدن گران تمام می‌شود.

خروج پله‌ای نه ترفند است و نه خطا. یک معاوضه است: آرامش بیشتر در ازای میانگین برد کمتر. تا وقتی هر دو طرف این معاوضه را روی عددهای خودتان ندیده‌اید، هر نقشه‌ای که انتخاب کنید حدس است.

این مطلب آموزشی است و توصیهٔ خرید، فروش یا ورود به هیچ پوزیشنی نیست. عددهای این مقاله مثال محاسباتی‌اند، نه داده بازار. معامله با لوریج می‌تواند کل سرمایهٔ شما را از بین ببرد و نتیجهٔ گذشته هیچ تضمینی برای آینده نیست.

پرسش‌های متداول

یعنی پوزیشن را یک‌باره نمی‌بندید، بلکه آن را در چند سطح قیمتی و در چند سفارش جدا می‌بندید. مثلاً نیمی از حجم را در فاصلهٔ یک برابر ریسک از ورود می‌بندید و نیم دیگر را تا هدف اصلی باز نگه می‌دارید. نتیجه این است که بخشی از سود قطعی می‌شود و بخشی در معرض ادامهٔ حرکت می‌ماند.