ضررهای متوالی بخشی طبیعی از هر استراتژی سودده است. با وین ریت ۵۰ درصد، احتمال اینکه در یک دورهٔ ۱۰۰ معامله‌ای دست‌کم یک‌بار پنج ضرر پشت سر هم ببینید حدود ۸۱ درصد است. آنچه حساب را از بین می‌برد خود این زنجیره نیست؛ اندازهٔ ریسک هر معامله و واکنش شما پس از آن است.

سه معامله پشت سر هم استاپ خورده و چهارمی هم در ضرر است. سؤالی که در این لحظه از ذهن هر معامله‌گری می‌گذرد یکی است: استراتژی‌ام خراب شده یا این فقط بدشانسی است؟ پاسخ این سؤال را احساس نمی‌دهد؛ حساب احتمال می‌دهد. ضررهای متوالی در ترید رفتار قابل محاسبه‌ای دارند و وقتی عددشان را ببینید، بخش بزرگی از فشار روانی آن لحظه از بین می‌رود.

این مقاله سه چیز را جدا می‌کند: چه طول زنجیره‌ای برای وین ریت شما طبیعی است، آن زنجیره چقدر از حساب را می‌برد، و کدام واکنش‌ها ضرر معمولی را به ضرر جبران‌ناپذیر تبدیل می‌کنند.

نکات کلیدی

  • با وین ریت ۵۰ درصد، دیدن پنج ضرر پشت سر هم در ۱۰۰ معامله بیشتر قاعده است تا استثنا.
  • طول زنجیره به تنهایی چیزی دربارهٔ کیفیت استراتژی نمی‌گوید؛ باید آن را با وین ریت و تعداد معاملات مقایسه کرد.
  • آنچه حساب را از بین می‌برد اندازهٔ ریسک هر معامله است: ده ضرر پشت سر هم با ریسک ۲ درصدی یعنی ۱۸ درصد افت، با ریسک ۱۰ درصدی یعنی ۶۵ درصد.
  • دو برابر کردن حجم برای جبران، پنج ضرر پشت سر هم را از ۱۰ درصد افت به بیش از ۵۰ درصد افت تبدیل می‌کند.
  • سقف زیان روزانه و هفتگی را قبل از شروع دوره بنویسید، نه بعد از سومین استاپ.

چند ضرر پشت سر هم طبیعی است؟

فرض کنید استراتژی شما در بلندمدت وین ریت ۵۰ درصد دارد. این یعنی احتمال ضرر هر معامله هم ۵۰ درصد است، و احتمال اینکه دو معاملهٔ مشخص پشت سر هم ضرر بدهند ۲۵ درصد. تا اینجا با شهود سازگار است. خطای شهود در جای دیگری است: شما یک جفت معاملهٔ مشخص را تماشا نمی‌کنید، بلکه در طول صدها معامله دنبال هر زنجیره‌ای می‌گردید. هرچه تعداد معاملات بیشتر شود، احتمال اینکه جایی در آن دوره یک زنجیرهٔ بلند ظاهر شود بالا می‌رود.

جدول زیر احتمال دیدن دست‌کم یک زنجیرهٔ ضرر با طول مشخص را در یک دورهٔ ۱۰۰ معامله‌ای نشان می‌دهد:

طول زنجیره وین ریت ۴۰٪ وین ریت ۵۰٪ وین ریت ۶۰٪
۴ ضرر پشت سر هم ۹۹٫۹٪ ۹۷٫۳٪ ۸۰٫۱٪
۵ ضرر پشت سر هم ۹۷٫۶٪ ۸۱٫۰٪ ۴۵٫۹٪
۶ ضرر پشت سر هم ۸۷٫۳٪ ۵۴٫۶٪ ۲۱٫۲٪
۸ ضرر پشت سر هم ۴۹٫۰٪ ۱۷٫۰٪ ۳٫۶٪
۱۰ ضرر پشت سر هم ۲۰٫۵٪ ۴٫۴٪ ۰٫۶٪

دو نکته از این جدول بیرون می‌آید. اول اینکه چهار و پنج ضرر پشت سر هم برای وین ریت‌های معمول تقریباً حتمی است؛ اگر با دیدن چهارمین استاپ استراتژی را عوض می‌کنید، عملاً هر چند ماه یک‌بار استراتژی عوض می‌کنید. دوم اینکه وین ریت پایین ذاتاً بد نیست ولی زنجیره‌های بلندتری می‌سازد: یک استراتژی روندی با وین ریت ۴۰ درصد و ریسک‌به‌ریوارد بالا می‌تواند کاملاً سودده باشد و در همان صد معامله با احتمال حدود ۴۹ درصد یک زنجیرهٔ هشت‌تایی به شما نشان بدهد.

این اعداد یک فرض ساده‌کننده دارند: اینکه نتیجهٔ معاملات مستقل از هم باشد. در عمل معاملات شما مستقل نیستند. وقتی چند پوزیشن هم‌جهت روی دارایی‌های هم‌خانواده باز می‌کنید، یک حرکت بازار همهٔ آن‌ها را با هم می‌بندد و زنجیره را متراکم‌تر می‌کند. این موضوع را در محاسبهٔ ریسک کل حساب و اثر همبستگی به تفصیل آورده‌ایم. پس جدول بالا را کف انتظار ببینید، نه سقف آن.

آیا استراتژی‌ام خراب شده یا فقط بدشانسی است؟

جدول بالا به تنهایی جواب نمی‌دهد، اما مرز را مشخص می‌کند. زنجیره‌ای که برای وین ریت شما احتمال بالایی دارد، شاهدی علیه استراتژی نیست. برای تشخیص، سه چیز را جدا از هم بررسی کنید.

پایبندی به قوانین. پیش از هر چیز ببینید این معاملات طبق همان قاعده‌ای گرفته شده‌اند که استراتژی شما تعریف می‌کند یا نه. ورود زودتر از سیگنال، جابه‌جا کردن استاپ، دو برابر کردن حجم برای جبران معاملهٔ قبل؛ هر کدام از این‌ها یعنی آنچه ضرر داده استراتژی شما نبوده است. بدون ژورنال معاملاتی این تفکیک ممکن نیست.

تغییر شرایط بازار. استراتژی‌ها در یک نوع بازار کار می‌کنند و در نوع دیگر نه. سیستم شکست سطح در بازار رنج پشت سر هم استاپ می‌خورد، و سیستم بازگشت به میانگین در روند قوی همین‌طور. اگر زنجیرهٔ ضرر شما دقیقاً با تغییر رفتار بازار هم‌زمان شده، مسئله خرابی استراتژی نیست، مسئله استفاده از آن در شرایط نامناسب است.

اندازهٔ نمونه. ده معامله دربارهٔ وین ریت واقعی شما تقریباً هیچ نمی‌گوید. برای اینکه بتوانید با اطمینان بگویید وین ریت واقعی از چیزی که فکر می‌کردید پایین‌تر است، به ده‌ها معاملهٔ ثبت‌شده نیاز دارید، نه به یک دورهٔ بد.

قاعدهٔ عملی ساده این است: تا وقتی طول زنجیره در محدودهٔ احتمال‌های بالای جدول است، مسئله را از جنس مدیریت ریسک بدانید، نه استراتژی. وقتی زنجیره از محدودهٔ کم‌احتمال عبور کرد، بازبینی کنید، اما بازبینی یعنی برگشتن به دادهٔ ژورنال، نه عوض کردن سیستم در میانهٔ یک دورهٔ ضرر.

ضررهای متوالی چقدر از حساب را می‌برد؟

اینجاست که تصمیم واقعی گرفته می‌شود. طول زنجیره را شما انتخاب نمی‌کنید، اما هزینهٔ هر حلقهٔ آن را دقیقاً شما انتخاب می‌کنید. جدول زیر ده ضرر پشت سر هم را با درصدهای مختلف ریسک نشان می‌دهد:

ریسک هر معامله افت حساب پس از ۱۰ ضرر سود لازم برای جبران
۱٪ ۹٫۶٪ ۱۰٫۶٪
۲٪ ۱۸٫۳٪ ۲۲٫۴٪
۵٪ ۴۰٫۱٪ ۶۷٫۰٪
۱۰٪ ۶۵٫۱٪ ۱۸۶٫۸٪

ستون آخر همان عدم تقارنی است که همه‌چیز را تعیین می‌کند: وقتی حساب افت می‌کند، سرمایه‌ای که باید سود را بسازد هم کوچک‌تر شده است. با ریسک ۱ درصدی، همان زنجیرهٔ ده‌تایی یک افت قابل جبران است و چند معاملهٔ عادی آن را برمی‌گرداند. با ریسک ۱۰ درصدی، شما دیگر در حال معامله نیستید، در حال ترمیم هستید و باید حساب را تقریباً سه برابر کنید. جدول کامل نسبت افت به سود لازم در توضیح ریاضی جبران ضرر آمده است.

نکتهٔ مهم این است که هیچ‌کدام از این سطرها به مهارت شما ربطی ندارد. هر چهار سطر می‌توانند متعلق به یک استراتژی با وین ریت یکسان باشند؛ تنها تفاوتشان عددی است که پیش از ورود انتخاب کرده‌اید. روش محاسبهٔ سایز پوزیشن از روی فاصلهٔ استاپ در راهنمای استاپ لاس، ریسک‌به‌ریوارد و سایز پوزیشن قدم‌به‌قدم آمده است.

بعد از ضرر باید حجم را دو برابر کرد؟

وسوسه‌ای که در میانهٔ زنجیرهٔ ضرر سراغ همه می‌آید این است که حجم معاملهٔ بعدی را دو برابر کنید تا یک برد همه‌چیز را جبران کند. این روش مارتینگل نام دارد و محاسبهٔ آن را می‌توان دقیق نوشت. فرض کنید با ریسک ۲ درصدی شروع می‌کنید و بعد از هر ضرر آن را دو برابر می‌کنید:

شمارهٔ ضرر ریسک آن معامله موجودی باقی‌مانده سود لازم برای جبران
۱ ۲٪ ۹۸٫۰٪ ۲٫۰٪
۲ ۴٪ ۹۴٫۱٪ ۶٫۳٪
۳ ۸٪ ۸۶٫۶٪ ۱۵٫۵٪
۴ ۱۶٪ ۷۲٫۷٪ ۳۷٫۵٪
۵ ۳۲٪ ۴۹٫۴٪ ۱۰۲٫۳٪

پنج ضرر پشت سر هم، یعنی همان زنجیره‌ای که جدول اول آن را برای وین ریت ۵۰ درصد با احتمال ۸۱ درصد پیش‌بینی می‌کرد، نیمی از حساب را برده است. با ریسک ثابت ۲ درصدی همان پنج ضرر حدود ۱۰ درصد از حساب را می‌برد. مارتینگل احتمال برد معاملهٔ بعدی را تغییر نمی‌دهد؛ فقط زمان‌بندی شکست را عوض می‌کند و آن را به بزرگ‌ترین پوزیشن زنجیره می‌چسباند.

همین منطق دربارهٔ بالا بردن لوریج برای جبران هم صادق است. لوریج بیشتر فاصلهٔ قیمت تا لیکوئید شدن را کوتاه می‌کند، و در دوره‌ای که بازار خلاف شما حرکت می‌کند این دقیقاً بدترین تغییر ممکن است. سازوکار این فاصله و اینکه چرا لیکوئید شدن با قیمت چارت اتفاق نمی‌افتد در توضیح قیمت مارک و لیکوئید شدن آمده است.

حد ضرر روزانه و هفتگی چقدر باشد؟

زنجیرهٔ ضرر را نمی‌توان پیش‌بینی کرد، اما می‌توان از پیش برای آن تصمیم گرفت. کاری که معامله‌گر حرفه‌ای می‌کند این است که پیش از شروع دوره یک سقف زیان می‌نویسد و رسیدن به آن را یک رویداد تعریف‌شده می‌داند، نه یک شکست.

  • سقف روزانه. رایج‌ترین قاعده دو تا سه برابر ریسک هر معامله است. با ریسک ۱ درصدی، یعنی رسیدن به ۲ تا ۳ درصد زیان در یک روز، پایان کار آن روز است.
  • سقف هفتگی یا ماهانه. عددی بزرگ‌تر، مثلاً دو تا سه برابر سقف روزانه، که با رسیدن به آن ریسک هر معامله نصف می‌شود تا حساب به سقف قبلی خودش برگردد.
  • معیار برگشت. بدون معیار برگشت، نصف کردن ریسک به تنبیهی دائمی تبدیل می‌شود. تعداد مشخصی معاملهٔ طبق قاعده یا برگشتن حساب به سطح مشخصی، هر کدام معیار روشنی است.

این اعداد نسخه نیستند و باید با اندازهٔ حساب و تعداد معاملات شما تنظیم شوند. آنچه نمی‌توان از آن چشم پوشید، وجود خود قاعده است. گرفتن تصمیم «امروز دیگر کافی است» در آرامش صبح، با گرفتن همان تصمیم پس از سومین استاپ پشت سر هم تفاوت بسیاری دارد.

بعد از زنجیرهٔ ضرر چطور برگردیم؟

بازگشت با حجم عادی، رایج‌ترین جایی است که یک افت قابل مدیریت به یک افت جدی تبدیل می‌شود. منطق پله‌ای ساده است: تا وقتی حساب زیر سقف قبلی خودش است با نصف ریسک معمول کار کنید، و پس از تعداد مشخصی معاملهٔ اجراشده طبق قاعده، ریسک را پله‌پله بالا بیاورید. اگر در این مسیر دوباره به سقف زیان رسیدید، یک پله برگردید.

فایدهٔ این کار فقط روانی نیست، ریاضی است. با نصف ریسک، زنجیرهٔ بعدی نصف عمق را می‌سازد و سود لازم برای جبران کمتر از نصف می‌شود. هزینه‌اش هم روشن است: اگر بازار در همان دوره به نفع شما برگردد، سود کمتری می‌گیرید. این معاوضهٔ آگاهانه‌ای است که با هدف باقی ماندن در بازار انجام می‌شود.

در کپی تریدینگ، ضررهای متوالی لید تریدر چه معنایی دارد؟

در کپی تریدینگ این زنجیره‌ها حذف نمی‌شوند، فقط صاحبشان عوض می‌شود. پوزیشن‌ها روی حساب خودتان باز می‌شوند، پس دورهٔ ضرر لید تریدر مستقیماً دورهٔ ضرر شماست، با این تفاوت که شما در لحظه دلیل هیچ‌کدام از آن معاملات را نمی‌دانید. به همین دلیل پیش از شروع کپی، بیشترین افت تاریخی و بلندترین دورهٔ ضرر او را در رکوردش نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا همان دوره را بدون قطع کردن تحمل می‌کردید. روش خواندن این اعداد در راهنمای انتخاب لید تریدر آمده است.

نکتهٔ دوم کارمزد است. هر معاملهٔ کپی‌شده کارمزد خودش را دارد، پس دورهٔ ضرر علاوه بر زیان معاملات، هزینهٔ اجرا هم روی حساب می‌گذارد. کارمزد کپی‌بیت ۷ صدم درصد (۷ بیسیس پوینت) در هر معامله است که علاوه بر کارمزد خود پروتکل هایپرلیکوئید محاسبه می‌شود و برای معاملهٔ خودتان و معاملهٔ کپی‌شده یکسان است. سومین نکته انگیزه است: لید تریدر از کارمزد معاملات کپی‌کنندگانش سهم می‌برد، و این انگیزه لزوماً با انگیزهٔ شما یکی نیست. کپی‌کننده هم می‌تواند ضرر کند و عملکرد گذشته آینده را پیش‌بینی نمی‌کند.

بنابراین همان دو قاعده اینجا هم لازم است: سهم هر لید تریدر از حساب را از قبل تعیین کنید، و معیار توقف را پیش از شروع بنویسید. تفاوت در این است که در کپی تریدینگ باید قاعده را برای رفتار شخص دیگری بنویسید، نه برای رفتار خودتان.

این مقاله آموزشی است و توصیهٔ معاملاتی یا سرمایه‌گذاری نیست. اعداد این مقاله محاسبهٔ احتمالی و ریاضی هستند و نتیجهٔ هیچ استراتژی مشخصی را تضمین نمی‌کنند. معاملهٔ اهرمی ریسک از دست دادن کل سرمایه را دارد.

پرسش‌های متداول

به وین ریت و تعداد معاملات شما بستگی دارد، نه به حس شما. با وین ریت ۵۰ درصد و در یک دورهٔ ۱۰۰ معامله‌ای، احتمال اینکه دست‌کم یک‌بار پنج ضرر پشت سر هم ببینید حدود ۸۱ درصد است و احتمال شش ضرر پشت سر هم حدود ۵۵ درصد. یعنی زنجیره‌های پنج و شش‌تایی برای چنین استراتژی‌ای قاعده‌اند، نه نشانهٔ خرابی. زنجیرهٔ ده‌تایی در همان صد معامله حدود ۴ درصد احتمال دارد و ارزش بررسی جدی‌تری دارد.